آیا موسیقی حرام آدمی را بی‌ غیرت می‌ کند؟

دسته بندی: مذهبی آیا موسیقی حرام آدمی را بی‌ غیرت می‌ کند؟

خلاصه پرسش
اگر موسیقی حرام، آدمی را بی‌غیرت می‌کند، پس چرا کسانی که اهل موسیقی هستند غیرت نیز دارند؟
پرسش
می‌گویند موسیقی آدم را بی غیرت می‌کند. الآن خیلی از خانواده‌ها اهل موسیقی حرام هستند، ولی اهل چادر هستند و غیرت هم دارند. حتی زنان بدحجاب هم، همسرانشان نسبت به زن خودشان غیرت دارند!
پاسخ اجمالی
گناهانی که انسان‌ها مرتکب آن می‌شوند، علاوه بر این‌که منجر به عذاب اخروی می‌شوند، خود می‌تواند مقدمه‌ای برای انجام گناهان دیگر در این دنیا نیز باشند؛ مانند این‌که درباره دروغ‌گویی گفته شد: «همه کارهای زشت در یک خانه قرار داده شده و کلید آن دروغ‌گویی است».[۱] و یا این‌که درباره غناء گفته شد، ممکن است انسان را به رابطه غیر مشروع بکشاند.[۲]
روایاتی در خصوص آلت موسیقی خاصی به نام «بَربَط»[۳] وجود دارد که استفاده از آن‌را با شرایطی خاص، منجر به بی‌حیایی دانسته است:
أَبو داود مُسْتَرِق[۴] می‌گوید:‏ «هرکس چهل روز در خانه‌اش بربط نواخته شود، خداوند شیطانى به نام “قَفَندر” را بر وى مسلط می‌کند؛ پس هیچ عضوى از اعضاى بدنش را باقى نمی‌گذارد مگر آن‌که روى آن می‌نشیند. هنگامى که این اتفاق افتاد، شرم و حیا از او گرفته می‌شود و از آنچه می‌گوید و آنچه به او گفته می‌شود، هیچ باکى ندارد».[۵]شبیه این روایت با سند دیگری از امام صادق(ع) نیز نقل شده است.[۶]
همچنین در برخی از این روایات؛ از حضور دیگران در آن مجلس سخن به میان آمده و نتیجه آن‌را بی‌غیرتی و بی‌اهمیتی آن شخص نسبت به بزهکاری همسرش عنوان شده است.[۷]
در این زمینه باید گفت؛ «غیرت» یک امر تشکیکی است؛ یعنی درجه ضعف و قوّت داشته و امکان کم و زیاد شدن دارد. بر این اساس، در جامعه‌ای که شنیدن موسیقی‌های حرام در آن رواج یابد، ‌غیرت افراد هم روند کاهشی خواهد داشت، نه آن‌که لزوماً هر فردی که یک یا چند بار موسیقی حرام شنیده باشد، کاملاً بی‌غیرت شود.

[۱]. حلوانی، حسین بن محمد، نزهه الناظر و تنبیه الخاطر، ص ۱۴۵، قم، مدرسه الإمام المهدی(عج)، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.
[۲]. پیامبر خدا(ص) فرمود: «الْغِنَاءُ رُقْیَهُ الزِّنَا»؛ شعیری، محمد بن محمد، جامع الاخبار، ص ۱۵۴، نجف، مطبعه حیدریه، چاپ اول، بی‌تا.
[۳]. از جمله آلات موسیقی است که اصل آن ایرانی بوده و شبیه به سینه مرغابی است؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۷، ص ۲۵۸، دار الفکر، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
[۴]. این روایت موقوف است؛ یعنی راوی آن مصاحب معصوم(ع) می‌باشد. با این‌که ابوداود سلیمان بن سفیان‏ مسترق، امامی و ثقه است (حلى، حسن بن یوسف‏، خلاصه الأقوال فی معرفه أحوال الرجال‏، ص ۷۸، نجف اشرف، دار الذخائر، چاپ دوم‏، ۱۴۱۱ق)، ولی صدور این روایت از امام معصوم قطعی نیست. اما برخی گفته‌اند این روایت را ابوداود از امام صادق(ع) نقل کرده است (بروجردى، آقا حسین‏، جامع أحادیث الشیعه، ج ‏۲۲، ص ۴۱۶، تهران، فرهنگ سبز، چاپ اول‏، ۱۳۸۶ش).
[۵]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۶، ص ۴۳۴، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
[۶]. همان، ج ‏۵، ص ۵۳۶.
[۷]. همان.
منبع: با ما بخون ، اسلام کوئست