آیا هنگام درود فرستادن بر پیامبران الهی ابتدا باید بر حضرت محمد درود بفرستیم؟

دسته بندی: مذهبی آیا هنگام درود فرستادن بر پیامبران الهی ابتدا باید بر حضرت محمد درود بفرستیم؟

خلاصه پرسش
آیا هنگام درود فرستادن بر پیامبران الهی، ابتدا باید بر پیامبرمان درود بفرستیم. و آیا حضرت ابراهیم(ع) از این قاعده مستثنا است که ابتدا باید بر حضرتشان و سپس بر پیامبر اسلام(ص) درود فرستاد؟
پرسش
در جایی خواندم که حضرت محمد (ص) فرمودند: اگر میخواهید به پیامبران غیر از من صلوات بفرستید اول بر من صلوات بفرستید ولی اگر میخواهید به من صلوات بفرستید اول به حضرت ابراهیم(ع) صلوات بفرستید. آیا این موضوع صحیح است و اگر صحیح است صلوات بر حضرت ابراهیم(ع) همان‌گونه است که بر حضرت محمد(ص) است؟
پاسخ اجمالی
این مطلب را می‌توان از جمع‌بندی دو روایت به دست آورد:
۱. شبى پیامبر خدا(ص) در مسجد با یارانش سخن می‌گفت، و در ضمن سخنانش فرمود: «یَا قَوْمِ إِذَا ذَکَرْتُمُ الْأَنْبِیَاءَ الْأَوَّلِینَ فَصَلُّوا عَلَیْهِمْ، وَ إِذَا ذَکَرْتُمْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ فَصَلُّوا عَلَیْهِ ثُمَّ صَلُّوا عَلَیّ‏»؛
اى مردم! زمانى که پیامبران نخستین را یاد می‌نمایید، بر آنان درود بفرستید، ولى هنگامى که پدرم ابراهیم را یاد می‌نمایید، بعد از آن‌که بر او درود فرستادید، آن‌گاه بر من نیز صلواتی نثار کنید.
یاران گفتند: اى رسول خدا! به چه سبب ابراهیم(ع) به چنین مقامى رسیده است؟
پیامبر خدا(ص) فرمود: «بدانید! شبى که من به معراج برده شدم وقتى به آسمان سوّم رسیدم منبرى از نور براى من نصب گردید، من در فراز آن منبر قرار گرفتم، و ابراهیم یک درجه پایین‌تر از من نشست و سایر پیامبران نخستین در اطراف منبر نشستند. در این هنگام على(ع) آمد، او بر مرکبى از نور سوار شده بود که چهره‌اش مانند ماه می‌درخشید، و یارانش مانند ستارگان در گرداگرد وجودش بودند. ابراهیم رو به من کرد و گفت: “اى محمّد! این شخص، کدام پیامبر بزرگوار و یا کدام فرشته مقرّب الهی است؟” گفتم: او نه پیامبر بزرگوار و نه فرشته مقرّب است. او برادر، پسر عمو، داماد و وارث علم من؛ علىّ بن ابی‌طالب است. ابراهیم گفت: “آن کسانی که مانند ستارگان گرداگرد وجود او حلقه زده‌اند، کیستند؟” گفتم: شیعیان او هستند. این‌جا بود که ابراهیم به درگاه خداوند عرض کرد: “خدایا! مرا نیز از شیعیان على قرار ده.” در این هنگام جبرئیل فرود آمد و این آیه شریفه را نازل کرد: “وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْراهیمَ”[۱]».
بنابر تحقیق و جست‌وجو در منابع حدیثی و غیر آن؛ تنها این روایت را در کتاب مجمع البحرین[۲] نوشته فخر الدین بن محمد طریحی(م ۱۰۸۵ق)[۳] یافتیم که با لفظ «رُوِیَ» بدون سند نقل کرده است.
۲. معاویه بن عمار نقل می‌کند: نام یکى از پیغمبران را نزد امام صادق(ع) بردم و بر او صلوات فرستادم، و آن‌حضرت فرمود: «هنگامی که نام پیغمبرى برده شد اول بر محمد(ص) درود فرست و سپس بر آن پیامبر و  نیز دیگر پیامبران».[۴]
صرف نظر از سند روایت و با توجه به تسامح در ادله سنن، فقها از جمع‌بندی این روایات به این نتیجه رسیده‌اند که هنگام ذکر نام یکى از پیامبران الهى مستحب است ابتدا بر محمد(ص) صلوات و درود فرستاده شود، سپس بر پیامبرى که نامش ذکر شده است، جز حضرت ابراهیم(ع) که ابتدا بر او و سپس بر محمد(ص) درود فرستاده ‌شود.[۵]
در همین راستا در صلوات کامل بر پیامبر(ص) که در برخی دعاها آمده است، صلوات بر حضرت ابراهیم(ع) نیز یادآوری می‌شود؛ چنان‌که از حضرت محمد(ص) درباره چگونگی صلوات پرسیده شد، و آن‌حضرت فرمود که این‌گونه صلوات فرستاده شود: «اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحمَّدٍ و علی آلِ محمّدٍ کَما صَلَّیتَ علی ابراهیمَ و علی آلِ ابراهیمَ انَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ،اللّهُمَّ بارِک علی مُحمَّدٍ و علی آلِ محمّدٍ کَما بارِکتَ علی ابراهیمَ و علی آلِ ابراهیمَ انَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ».[۶]
در این دعا نیز گرچه نام حضرت محمد(ص) در لفظ مقدم بر حضرت ابراهیم(ع) می‌باشد، اما نام ابراهیم(ع) تقدم رتبی دارد، زیرا از خدا خواسته می‌شود که صلواتی مانند صلوات بر ابراهیم و آل ابراهیم بر محمد و آل محمد فرستاده شود.

[۱]. صافات، ۸۳.
[۲]. طریحی، فخر الدین بن محمد، مجمع البحرین، ج ‏۴، ص ۳۵۶، تهران، مرتضوى، چاپ سوم، ۱۳۷۵ش.
[۳]. مجمع البحرین اثر شیخ فخرالدین طریحى در موضوع لغت به تدوین معانى لغات غریب قرآن و احادیث ائمه طاهرین(ع) پرداخته و روایاتى را که از طریق شیعه امامیه روایت شده و ناشناخته مانده به زبان عربى توضیح داده است. ر. ک: آقا بزرگ تهرانی‏، الذریعه إلی تصانیف الشیعه، ج ‏۲۰، ص ۲۲ – ۲۳، قم، اسماعیلیان‏، ۱۴۰۸ق.
[۴]. صدوق، محمد بن على، الأمالی، ص ۳۸۰، تهران، کتابچى، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش؛ همچنین ر. ک: العروه الوثقى(المحشى)، ج ‌۲، ص ۶۲۰؛ موسوی خویی، سید ابو القاسم، موسوعه الإمام الخوئی، ج ‌۱۵، ص ۴۱۰، قم، مؤسسه إحیاء آثار الإمام الخوئی، چاپ اول، ۱۴۱۸ق؛ مستمسک العروه الوثقى، ج ‌۶، ص ۵۲۵.
[۵]. طباطبایی یزدی، سید محمد کاظم، العروه الوثقی(المحشّٰی)، گردآورنده: محسنی سبزواری‌، احمد، ج ‌۲، ص ۶۲۰، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۹ق؛ طباطبایی حکیم، سید محسن، مستمسک العروه الوثقی، ج ‌۶، ص ۵۲۵، قم، مؤسسه دار التفسیر، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
[۶]. الأمالی، ص ۳۸۶؛ ابن ادریس شافعی، محمد، احکام القرآن، ج ‏۱، ص ۷۲، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۱ق؛ ابن کثیر دمشقى اسماعیل بن عمرو، تفسیر القرآن العظیم، ج ‏۴، ص ۲۸۹، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
منبع: با ما بخون ، اسلام کوئست