آیا پس از انسان موجود دیگری خواهد آمد

دسته بندی: مذهبی آیا پس از انسان موجود دیگری خواهد آمد

آیا بعد از ما و بعد از روز قیامت دوباره انسانهایى خلق مى شوند؟ آیا امامان ما متعلق به آنها هم هستند؟

اکثر متکلمین معتقدند که عالم ماده حادث زمانى است یعنى مبدأ و منتهاى زمانى دارد. لذا قبل از این عالم عالمى نبوده، بعد از آن نیز نخواهدبود امّا فلاسفه اسلامى بخصوص طرفداران فلسفه صدرایى معتقدند که مادّه ى عالم مادّه به اصطلاح فلسفى نه فیزیکى قدیم زمانى است یعنى مادّه همواره بوده و خواهد بود.

بنابر این آنچه دائما در تغییر است صورت عالم است نه ماده آن. بر این اساس اگر عالم فعلى ما مبدأ و معادى و عمرى معیّن دارد، پس قبل از عالم ما عوالمى بوده، بعد از آن نیز عوالمى خواهد بود. به عبارتى بى نهایت عالم بوده و بى نهایت عالم نیز خواهد بود و این احتمال هست که در آن عوالم نیز موجوداتى بوده اند ولى اثبات اینکه در بین آن موجودات انسان نیز بوده است از راه عقلى کار دشوارى است لکن روایاتى از اهل بیت (ع) رسیده که با استناد به آنها مى توان ادعا کرد که پیش از انسان فعلى و پس از آن نیز انسانهایى یا موجودات مکلّفى در حدّ انسان خواهند بود. حتى بر اساس این روایات مى توان دلایلى فلسفى بر این ادعا اقامه کرد.

عَنْ جَابِرِ بْنِ یَزِیدَ قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «أَ فَعَیِینا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِى لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِیدٍ» فَقَالَ یَا جَابِرُ تَأْوِیلُ ذَلِکَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا أَفْنَى هَذَا الْخَلْقَ وَ هَذَا الْعَالَمَ وَ سَکَنَ أَهْلُ الْجَنَّهِ الْجَنَّهَ وَ أَهْلُ النَّارِ النَّارَ جَدَّدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَالَماً غَیْرَ هَذَا الْعَالَمِ وَ جَدَّدَ عَالَماً مِنْ غَیْرِ فُحُولَهٍ وَ لَا إِنَاثٍ یَعْبُدُونَهُ وَ یُوَحِّدُونَهُ وَ یَخْلُقُ لَهُمْ أَرْضاً غَیْرَ هَذِهِ الْأَرْضِ تَحْمِلُهُمْ وَ سَمَاءً غَیْرَ هَذِهِ السَّمَاءِ تُظِلُّهُمْ لَعَلَّکَ تَرَى أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّمَا خَلَقَ هَذَا الْعَالَمَ الْوَاحِدَ أَوْ تَرَى أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یَخْلُقْ بَشَراً غَیْرَکُمْ بَلَى وَ اللَّهِ لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَلْفَ أَلْفِ عَالَمٍ وَ أَلْفَ أَلْفِ آدَمٍ وَ أَنْتَ فِى آخِرِ تِلْکَ الْعَوَالِمِ وَ أُولَئِکَ الْآدَمِیِّینَ:

جابر بن یزید، گفت: از امام باقر (ع) تفسیر قول خدا عز و جل را پرسیدم که مى فرماید: «آیا درمانده شدیم به آفرینش نخست بلکه آنان هر روز در پوششى از آفرینشى تازه‏اند» (ق/ ۱۵) پاسخ فرمودند: اى جابر تاویلش این است که چون خداى عزّ و جلّ این خلق را پایان دهد و این جهان را به اتمام رساند و اهل بهشت در بهشت جا کنند، و اهل دوزخ در دوزخ، خداى عز و جل عالمى غیر این عالم از نور بیافریند، و عالمى نو به پا مى کند بدون نر و ماده اى، که او را مى پرستند و یگانه مى شناسند، و زمینى جز این زمین براى آنها بیافریند که روى آن باشند، و آسمانى جز این آسمان که بر آنها سایه افکند، شاید تو پندارى که خداى عزّ و جلّ همانا این یک جهان را آفریده، یا اینکه خداى عزّ و جلّ آدمى جز شما نیافریده، آرى به خدا قسم البته خدا ى تبارک و تعالى هزار هزار عالم و هزار هزار آدم (ابو البشر) آفریده و تو دنبال این همه عالمیان و این همه آدمیانى» (بحار الانوار، ج ۸، ص ۳۷۵)

«عَنْ أَبِى حَمْزَهَ الثُّمَالِىِّ قَالَ سَمِعْتُ عَلِىَّ بْنَ الْحُسَیْنِ ع یَقُولُ: «إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ مُحَمَّداً وَ عَلِیّاً وَ الطَّیِّبِینَ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ وَ أَقَامَهُمْ أَشْبَاحاً قَبْلَ الْمَخْلُوقَاتِ ثُمَّ قَالَ أَ تَظُنُّ أَنَّ اللَّهَ لَمْ یَخْلُقْ خَلْقاً سِوَاکُمْ بَلَى وَ اللَّهِ لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ أَلْفَ أَلْفِ آدَمَ وَ أَلْفَ أَلْفِ عَالَمٍ وَ أَنْتَ وَ اللَّهِ فِى آخِرِ تِلْکَ الْعَوَالِمِ: ابو حمزه ثمالى مى گوید از عَلِىَّ بْنَ الْحُسَیْنِ علیه السّلام شنیدم که فرمود: «همان خدا محمّد و على و فرزندان پاکشان را از نور عظمت خود آفرید و آنان را چون اشباحى پیش از مخلوقات قائم نمود سپس فرمود: تو گمان دارى خدا خلقى جز شما نیافریده آرى سوگند به خدا البته خدا هزار هزار آدم و هزار هزار عالم آفریده، و تو به خدا قسم دنبال و آخر همه این عالمهائى» (بحارالانوار، ج ۲۵، ص ۲۵)

امام باقر (ع) فرمودند: «لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِى الْأَرْضِ مُنْذُ خَلَقَهَا سَبْعَهَ عَالَمِینَ لَیْسَ هُمْ مِنْ وُلْدِ آدَمَ خَلَقَهُمْ مِنْ أَدِیمِ الْأَرْضِ فَأَسْکَنَهُمْ فِیهَا وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ مَعَ عَالَمِهِ ثُمَّ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ أَبَا الْبَشَرِ وَ خَلَقَ ذُرِّیَّتَهُ مِنْهُ وَ لَا وَ اللَّهِ مَا خَلَتِ الْجَنَّهُ مِنْ أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِینَ مُنْذُ خَلَقَهَا وَ لَا خَلَتِ النَّارُ مِنْ أَرْوَاحِ الْکُفَّارِ وَ الْعُصَاهِ مُنْذُ خَلَقَهَا عَزَّ وَ جَلَّ لَعَلَّکُمْ تَرَوْنَ أَنَّهُ إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ وَ صَیَّرَ اللَّهُ أَبْدَانَ أَهْلِ الْجَنَّهِ مَعَ أَرْوَاحِهِمْ فِى الْجَنَّهِ وَ صَیَّرَ أَبْدَانَ أَهْلِ النَّارِ مَعَ أَرْوَاحِهِمْ فِى النَّارِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَا یُعْبَدُ فِى بِلَادِهِ وَ لَا یَخْلُقُ خَلْقاً یَعْبُدُونَهُ وَ یُوَحِّدُونَهُ بَلَى وَ اللَّهِ لَیَخْلُقَنَّ اللَّهُ خَلْقاً مِنْ غَیْرِ فُحُولَهٍ وَ لَا إِنَاثٍ یَعْبُدُونَهُ وَ یُوَحِّدُونَهُ وَ یُعَظِّمُونَهُ وَ یَخْلُقُ لَهُمْ أَرْضاً تَحْمِلُهُمْ وَ سَمَاءً تُظِلُّهُمْ أَ لَیْسَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَ فَعَیِینا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِى لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِیدٍ:

 

البته که خدا عز و جل از آنگاه که زمین را آفریده هفت عالمیان آفریده که از فرزندان آدم نیستند، آنان را از خاک روى زمین آفریده و در آن یکى را پس از دیگرى در جهان خود جا داده، سپس خداى عز و جل آدم أبو البشر را آفرید و فرزندانش را از او آفرید، نه سوگند به خدا از روزى که خدا بهشت را آفریده از ارواح مؤمنان تهى نبوده، و دوزخ از آن زمان که آفریده شده از ارواح کفّار و گنهکاران خالى نبوده است. شاید شما در نظر آرید که چون روز رستاخیز شود، و خدا بدنهاى بهشتیان را با ارواح آنها در بهشت درآورد، و بدنهاى کافران را با ارواحشان در دوزخ، خداى تبارک و تعالى در بلادش پرستیده نشود، و خلقى نیافریند که او را بپرستند و یگانه اش دانسته و بزرگش شمارند؟

 

آرى سوگند به خدا که البته خلقى آفریند بى‏نر و ماده که او را بپرستند و یگانه شناسند و بزرگ دارند، و بیافریند براشان زمینى در زیر پا و آسمانى بالاى سر، آیا نیست که خداى عز و جل مى فرماید: «روزى که به جاى زمین زمین دیگر آید و بجاى آسمانها آسمانهاى دیگر» (آیه ۴۸- ابراهیم) و خداى عز و جل فرموده: «آیا درماندیم در آفرینش نخست بلکه آنها هر روزه در پوششى از آفرینشى تازه‏اند» (آیه ۱۵- ق)» (بحار الانوار، ج ۵۴، ص ۳۱۹ و ۳۲۰ (

از این قبیل روایات که چند مورد براى نمونه ذکر شد استفاده مى شود که:

۱ عوالم فراوان و موجودات عاقل فراوانى قبل از بنى آدم بوده اند.

۲ عوالم فراوان و موجودات عاقل فراوانى نیز بعد از بنى آدم خواهند بود.

۳ موجودات قبل از آدم مثل انسان اهل عبادت بوده اند موجودات بعدى نیزچنین خواهند بود.

۴ موجودات قبل از آدم قیامت و بهشت و جهنم داشته اند موجودات بعدى نیز چنین خواهند بود.

۵ قبل از آدم بر روى همین زمین فعلى هفت گونه موجود خداشناس و عاقل زندگى کرده و منقرض شده اند. لذا هزاران هزار موجود عاقل دیگر یا در کرات دیگر بوده اند یا در عوالمى قبل از عالم ما بوده اند.

۶ حقیقت چهارده معصوم نه وجود جسمانى آنها نسبت به همه ى موجودات تقدّم در خلقت داشته و اشرف از همه هستند. از برخى روایات دیگر استفاده مى شود که همه ى انبیا و اوصیا ظهورات مختلف حقیقت انسان کاملند و در عالم ما چهارده معصوم کاملترین ظهور آن حقیقتند. لذا این احتمال هست که آن حقیقت نورانى در عالمها و آدمهاى سابق و لاحق نیز ظهور داشته باشند. عرفا عقیده دارند که واقع امر چنین است و حقیقت محمدیّه در هر عصر و دوره اى ظهور دارد و هیچگاه عالم خالى از انسان کامل نیست.

همچنین امام صادق (ع) فرمودند: «إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اثْنَىْ عَشَرَ أَلْفَ عَالَمٍ کُلُّ عَالَمٍ مِنْهُمْ أَکْبَرُ مِنْ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ وَ سَبْعِ أَرَضِینَ مَا یَرَى عَالَمٌ مِنْهُمْ أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَالَماً غَیْرَهُمْ وَ إِنِّى الْحُجَّهُ عَلَیْهِمْ: براى خداى عزّ و جلّ دوازده هزار عالم است که هر کدام آنها بزرگتر از هفت آسمان و هفت زمین مى باشد. هیچکدام از (اهل) این عوالم براى خدا عالمى غیر از عالم خودشان نمى بینند و من حجّت هستم براى همه ى این عالمها.» (بحارالأنوار، ج ۲۷، ص ۴۱)

از ظاهر این روایت چنین بر مى آید که اوّلاً این دوازده هزار عالم بالفعل وجود دارند. ثانیاً در آنها اهل بینشى زندگى مى کنند، لکن نسبت به عوالم دیگر بینشى ندارند. امّا چندان معلوم نیست که مراد از این عوالم آیا عوالم مادّى هستند یا عوالم مجرّد و غیر مادّى ولى بیشتر به نظر مى رسد که منظور عوالم مادّى باشند چون اوّلاً عوالم مجرّد، از یکدیگر و از عالم مادّه خبر دارند. ثانیاً نیازمندى اهل آن عوالم به حجّت معصوم نشان از مکلّف بودن آنها دارد و مادّیّت از شروط فلسفى تکلیف است.

از این روایت که چند مشابه دیگر از سایر ائمه (ع) نیز دارد، چنین بر مى آید که حجّت بودن ائمه (ع) اختصاص به عالم ما ندارد و آنان در عوالم دیگر نیز حجج الهى مى باشند همچنین روایاتى از امیرالمومنین (ع) منقول است که آن حضرت تمام انبیاى سابق را ظهورات خود قلمداد نموده اند. از طرفى همانگونه که گفته شد انوار آن حضرات سابق بر تمام مخلوقات عالم خلق شده است. لذا از مجموع این قرائن و برخى انگاره هاى فلسفى و عرفانى مى توان چنین حکم نمود که حضرات چهارده معصوم در تمام عوالم گذشته ظهور داشته اند و در عوالم آینده نیز ظهور خواهند داشت لکن نه به نحو تناسخ و بازگشت روح جزئى آن بزرگواران بلکه به نحو تجلّى ذوات نورى آن بزرگواران.

دو سخن زیر از جناب مولوى درباره ى خاتم الانبیاء نیز در همین رستا گفته شده است. وى سروده است:

آن سرخ قبایى که چو مه پار بر آمد

امسال در این خرقه ى زنگار برآمد

آن ترک که آن سال به یغماش بدیدى

این است که امسال عرب وار برآمد

آن یار همان است اگر جامه بدل کرد

آن جامه بدل کرد دگر بار برآمد

آن باده همان است اگر شیشه دگر شد

بنگر که چه خوش بر سر خمّار برآمد

آن شمع به صورت به مثل مشعله شد

وین مشعله زین روزن اسرار برآمد.

باز گفته است:

هر لحظه به شکلى بت عیّار برآمد دل برد و نهان شد

هر دم به لباس دگر آن یار برآمد گه پیر و جوان شد

گه نوح شد و کرد جهانى به دعا غرق خود رفت به کشتى

گه گشت خلیل و به دل نار برآمد آتش گل از آن شد

بالله که همو بود که اندر ید بیضا، مى کرد شبانى

در چوب شد و بر صفت مار برآمد زآن فخر کیان شد

مى گشت دمى چند براین روى زمین او، از بهر تفرّج

عیسى شد و برگنبد دوار برآمد، تسبیح کنان شد

باالله که همو بود که مى گفت انالحق، با صوت الهى

منصور نبود او که بر آن دار برآمد نادان به گمان شد

فى الجمله همو بود که مى آمد و مى رفت، هر قرن که دیدى

تا عاقبت آن شکل عرب وار برآمد داراى جهان شد

رومى سخن کفر نگفته است و نگوید، منکر نشویدش

کافر بُوَد آن کس که به انکار بر آمد، از دوزخیان شد

منبع: با ما بخون ، پرسمان ، هدانا