آیه 60 سوره‌ ی اسراء از چه رویایی حرف می‌ زند؟

دسته بندی: مذهبی آیه 60 سوره‌ ی اسراء از چه رویایی حرف می‌ زند؟

خلاصه پرسش
در آیه ۶۰ سوره‌ ی اسراء، به خواب پیامبر اسلام(ص) و نیز درخت نفرین شده (شجره‌ی ملعونه) اشاره شده است. توضیحی در مورد این آیه ارائه نمایید؟
پرسش
آیه ۶۰ سوره‌ی اسراء از چه رویایی حرف می‌زند؟ خواب پیامبر چه بوده؟ و جریان شجره‌ی ملعونه که در همین آیه آمده چیست؟
پاسخ اجمالی
تقریباً تمام مفسران شیعه و نیز گروهی از مفسران اهل سنت بر این باورند که رؤیای پیامبر(ص) اشاره به جریان معروفى است که حضرتشان در خواب دید که میمون‌هایى از منبر او بالا و پایین می‌‏پرند! و این خواب به دوران حاکمیت بنی امیه تعبیر شد که بدین ترتیب، درخت نفرین شده و شجره ملعونه همان فرمانروایان بنی امیه‌اند.

پاسخ تفصیلی
خدای متعال در قرآن کریم خطاب به رسول گرامی‌اش(ص) می‌فرماید: «وَ إِذْ قُلْنا لَکَ إِنَّ رَبَّکَ أَحاطَ بِالنَّاسِ وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتِی أَرَیْناکَ إِلَّا فِتْنَهً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَهَ الْمَلْعُونَهَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما یَزِیدُهُمْ إِلَّا طُغْیاناً کَبِیراً»؛[۱](به یاد آور) زمانى را که به تو گفتیم: «پروردگارت از رفتار تمام مردم کاملاً آگاه است و آن رؤیایى که نشانت دادیم، تنها براى آزمایش مردم بود و نیز آن درخت نفرین شده‏ در قرآن! ما به آنها هشدار می‌دهیم، اما آنان بر رفتار طغیان‌آمیز خود می‌افزایند»!
این آیه شریفه در ارتباط با چهار موضوع بحث می‌کند:
۱. احاطه خداوند به مردم: مراد از احاطه در قسمت اول آیه، به مقتضاى سیاق، احاطه علمى است:[۲] «وَ إِذْ قُلْنا لَکَ إِنَّ رَبَّکَ أَحاطَ بِالنَّاسِ»؛ یعنى به یاد آر هنگامی را که به تو گفتیم: خدایت احوال و آینده مردم را می‌داند و می‌داند که آیندگان، راه رفتگان را خواهند رفت، و مانند آنها مشمول «عذاب» خواهند شد.[۳]
۲. خواب پیامبر اسلام(ص): «وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتِی أَرَیْناکَ إِلَّا فِتْنَهً لِلنَّاسِ». در تفسیر این بخش از آیه؛ یعنی “رؤیا”ی پیامبر اسلام(ص)، میان مفسران گفت‌وگو است که آیا منظور، همین خواب معمولی است؟ و اگر آری، چه خوابی؟!:
الف) برخی معتقدند که «رؤیا» در این‌جا به معناى خواب مصطلح نیست، بلکه مشاهده واقعى با چشم است، و آن‌را اشاره به داستان معراج که در آغاز همین سوره آمده دانسته‌‏اند.[۴]
قرآن طبق این تفسیر می‌فرماید: داستان معراج، آزمایشى براى مردم بود؛ این از آن‌رو است که صبح‌گاهان که پیامبر(ص) داستان معراج را بیان کرد؛ سر و صدا پیرامون آن برخاست؛ دشمنان آن‌را به باد مسخره گرفتند؛ افرادی که ایمانشان ضعیف بود با شک و تردید به آن نگریستند؛ و مؤمنان راستین آن‌را به طور کامل پذیرفتند؛ چرا که در برابر قدرت خدا همه این مسائل، سهل است.[۵]
اگر چه اینها بین «رؤیت» و «رؤیا» فرق نگذاشته‌اند، اما معمولاً رؤیا به معناى خواب است، نه مشاهده در بیدارى.[۶]
ب) بعضی می‌گویند؛ رؤیا اشاره به خوابى است که پیامبر(ص) در سال “حدیبیه” (سال ششم هجرت) در مدینه دید، و به مردم بشارت داد که شما در آینده نزدیک بر کفار قریش پیروز خواهید شد، و در نهایت آرامش وارد مسجد الحرام می‌شوید. می‌‏دانیم تعبیر این خواب در همان سال محقق نشد، بلکه فتح مکه دو سال بعد از آن رخ داد. ولى همین مقدار تأخیر سبب شد که مؤمنان در بوته آزمایش قرار گیرند، آنها که ایمان ضعیفى داشتند گرفتار شک و شبهه شدند، در حالی‌که پیامبر اسلام(ص) صریحاً به آنها می‌‏گفت: من به شما نگفتم امسال به مکه می‌‏روید. گفتم در آینده نزدیک چنین خواهد شد (و چنین هم شد).[۷]
ج) بیشتر مفسران شیعه و نیز گروهی از مفسران اهل سنت بر این باورند که رؤیای رسول خدا(ص) اشاره به جریان معروفى است که حضرتشان در خواب دید که میمون‌هایى از منبر او بالا و پایین می‌‏روند، پیامبر(ص) از این مسئله بسیار غمگین شد، آن‌چنان که بعد از آن کمتر می‌خندید.[۸]
این روایت را مفسران بزرگ اهل سنت؛ مانند فخر رازى،[۹] قرطبى،[۱۰] و … نقل کرده‌‏اند. و به همین دلیل فیض کاشانى می‌‏گوید: این روایت از روایات معروف در میان عامه و خاصه است.[۱۱]
۳. شجره ملعونه: این آیه، در قسمت سوم می‌فرماید: «وَ الشَّجَرَهَ الْمَلْعُونَهَ فِی الْقُرْآنِ». این جمله عطف بر «الرؤیا» بوده، و تقدیرش چنین است: «و ما جعلنا الشجره الملعونه فی القرآن الا فتنه للناس»؛ یعنى هم خوابى که به تو نمودار کردیم و هم شجره ملعونه، را براى مردم آزمایش قرار داده‌‏ایم.
آنچه مسلم بوده، این است که درختى در قرآن نداریم که لعنت شده باشد. حتی درخت «زقوم» با آن‌که خوراک اهل جهنم و عذابى است براى ظالمان بوده و در عمق جهنم می‌‏روید،[۱۲] ولى مورد لعن قرار نگرفته است.
کسانى که در قرآن مورد لعنت واقع شده‌‏اند عبارت‌اند از: کافران، منافقان، ابلیس، یهود، مشرکان، کسانى که کافر از دنیا می‌‏روند، کسانى که رسول خدا(ص) را اذیت کرده، و کسانى که گفته‌‏هاى خدا را کتمان می‌‏کنند، ولى هیچ‌یک از اینها درخت نیستند.
گفتنی است؛ چنان‌که به درخت، شجره گفته می‌‏شود، همچنین به یک انسان و انسان‌هاى بسیارى که از او به وجود آمده‌‏اند، شجره اطلاق می‌شود. مکرر از رسول خدا(ص) نقل شده است: «أَنَا وَ عَلِیٌّ مِنْ شَجَرَهٍ وَاحِدَه»؛[۱۳] من و علی از یک شجره هستیم.
بنابر این، از آن‌جا که در قرآن درخت ملعونى نیست، پس مراد از «شجره ملعونه» یکى از طوائف ملعونه در قرآن هستند، و قهرا آن منافقانى می‌‏باشند که مانند دزد خانگى در میان مسلمانان پیدا شده و قدرت را در دست خواهند گرفت و فساد به بار خواهند آورد و سبب امتحان مردم خواهند شد؛ لذا در روایات آمده است که مراد از شجره ملعونه بنی امیه هستند.[۱۴] مانند آنچه از امام باقر نقل است: «وَ الشَّجَرَهَ الْمَلْعُونَهَ فِی الْقُرْآنِ»؛ یعنی بنی أمیه.[۱۵]
و نیز:
«قالوا: سألناه عن قوله: «… وَ الشَّجَرَهَ الْمَلْعُونَهَ فِی الْقُرْآنِ» قال: هم بنو امیه».[۱۶]
بر اساس این تأویل، شجره ملعونه در قرآن بنی امیه هستند که خداوند در خواب به رسولش خبر داد که اینان غلبه پیدا می‌کنند، و یکى بعد از دیگرى بر جاى پیامبر(ص) می‌نشینند، در حالی‌که از یکدیگر تقلید کرده، و افرادى فاقد شخصیت بودند؛ و فرزندانش را به شهادت می‌رسانند و خلافت رسول اللَّه را به فساد می‌کشند.[۱۷]
خلاصه معناى «وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتِی أَرَیْناکَ إِلَّا فِتْنَهً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَهَ الْمَلْعُونَهَ فِی الْقُرْآنِ»، این است که ما شجره ملعونه در قرآن را – که تو با معرفى ما آن‌را شناختى و در رؤیا پاره‏‌اى از فسادهایش را دیدى – قرار ندادیم، مگر فتنه براى مردم، و بوته امتحانى که یک یک مردم در آن آزمایش گردند، و ما به همه آنان احاطه داریم.[۱۸]
این نظر اخیر موافق با اجماع دانشمندان شیعی و مورد قبول بسیاری از اندیشمندان اهل سنت است.[۱۹]
۴. دو ضمیر جمعى که در جمله «نُخَوِّفُهُمْ فَما یَزِیدُهُمْ إِلَّا طُغْیاناً کَبِیراً» است، ظاهراً به «ناس» بر می‌‏گردد، و مراد از تخویف (ترساندن) مردم، یا ترساندن آنان با موعظه است، و یا ترساندنشان با آیات آسمانى و زمینى است. و معنایش این است که ما مردم را می‌ترسانیم، ولى هشدار و ترساندن ما جز به طغیان ایشان نمی‌افزاید، آن هم نه هر طغیانى، بلکه طغیانى بزرگ؛ یعنى مردم از هشدار ما نمی‌‏ترسند، تا بدین وسیله از کرده‌‌هاى زشت خود دست بردارند، بلکه ترساندن ما را با طغیانى بزرگ پاسخ می‌‏گویند. و خلاصه این‌که مردم در طغیان خود تا آن‌جا که می‌‏توانند پیش می‌‏روند، و دشمنى و عناد با حق را از حد می‌‏گذرانند.[۲۰]
گفتنی است؛ سیاق آیه سیاق تسلیت است؛ یعنی خداوند می‌خواهد پیامبر خویش را دلداری دهد که این فتنه‌‏ها که در رؤیا برایت نشان دادیم چیز تازه‌‏اى نیست، بلکه سنت خداى تعالى همواره بدین منوال بر امتحان بندگانش جریان داشته است.[۲۱]

[۱]. اسراء، ۶۰.
[۲]. طباطبائی، سید محمد حسین‏، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۳، ۱۳۹، قم، دفتر انتشارات اسلامی‏، چاپ پنجم‏، ۱۴۱۷ق.
[۳]. اسراء، ۵۸. هیچ منطقه آبادى نیست، مگر آنکه آن را پیش از روز قیامت نابود کرده و یا به عذاب شدیدى گرفتارشان خواهیم ساخت. این، در کتاب الهى ثبت است.
[۴]. فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج ‏۲۰، ص ۳۶۱، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
[۵]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی‏، محمد جواد، ج ۶، ص ۶۵۴، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۱۲، ص ۱۷۱، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
[۶]. تفسیر نمونه، ج ‏۱۲، ص ۱۷۱.
[۷]. ر. ک: مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏۶، ص ۶۵۴.
[۸]. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏۶، ص ۶۵۴- ۶۵۵؛ تفسیر نمونه، ج ‏۱۲، ص ۱۷۲.
[۹]. مفاتیح الغیب، ج ‏۲۰، ص ۳۶۰.
[۱۰]. الجامع لأحکام القرآن، ج ‏۱۱، ص ۲۸۳.
[۱۱]. فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، تحقیق، اعلمی، حسین، ج ‏۳، ص ۲۰۰، تهران، الصدر، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق.
[۱۲]. صافات، ۶۲؛ دخان، ۴۳.
[۱۳]. فرات کوفى ابوالقاسم فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات الکوفى، ص ۱۶۱، تهران، وزارت ارشاد اسلامى، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
[۱۴]. قرشی، سید علی اکبر، تفسیر احسن الحدیث، ج‏ ۶، ص ۹۹، تهران، بنیاد بعثت، چاپ سوم، ۱۳۷۷ش.
[۱۵]. عیاشى، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، محقق، مصحح، رسولى محلاتى، سید هاشم‏ ج ‏۲، ص ۲۹۷، تهران، المطبعه العلمیه، چاپ اول، ۱۳۸۰ق.
[۱۶]. عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، تحقیق، رسولی محلاتی، سید هاشم، ج ۳، ص ۱۸۰، قم،اسماعیلیان، چاپ چهارم، ۱۴۱۵ق.
[۱۷]. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏۶، ص ۶۵۴- ۶۵۵؛ تفسیر نمونه، ج ‏۱۲، ص ۱۷۲.
[۱۸]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱۳، ص ۱۳۹.
[۱۹]. همان، ص ۱۴۰.
[۲۰]. همان، ص ۱۳۹- ۱۴۰.
[۲۱]. همان؛ ر. ک: طباطبائی، سید محمد حسین‏، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج ‏۱۳، ص ۱۸۸- ۱۹۷، قم، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ش.
منبع: با ما بخون ، اسلام کوئست