ازدواج آسان

دسته بندی: مذهبی ازدواج آسان

مقدمه

در این مقاله ازدواج آسان مباحثی چون: تشویق به ازدواج، آثار آن، تسهیل در ازدواج و ویژگیهای زوجین را به صورت مختصر و با عنایت به برخی از آیات و روایات مورد بررسی قرار می دهیم. امید است با مطالعه این نوشته، انگیزه ما برای احیاء و ترویج ازدواجهای آسان، پربار، سالم و سازنده تقویت گردد.

تشویق خدا و رسول

قرآن کریم می فرماید: «وَانْکِحُوا الاَْیامی مِنْکُم وَالصّالِحینَ مِنْ عِبادِکُم وَاِمائِکُم اِنْ یَکُونُوا فُقراءَ یُغْنِهِمُ اللّه ُ مِنْ فِضْلِهِ وَاللّه ُ واسِعٌ عَلیمٌ»(۱)؛

توانگرشان کند که او وسعت بخش و داناست.»

مرد و زن با توجه به نیازهای روحی، عاطفی، جسمی و جنسی ای که دارند، مکمل یکدیگرند و برای داشتن زندگی گوارا و سعادتمند، جفت شدن و در کنار یکدیگر قرار گرفتنِ این دو، اجتناب ناپذیر است.

تنها شیوه ای که هر یک از زن و مرد می توانند با آن دیگری را به بهترین وجه، تکمیل کنند و به خواسته های روحی و روانی همدیگر پاسخ مناسب بدهند، ازدواج است. از اینرو، در نزد خداوند بهترین و محبوب ترین بنیان و سازه که دربردارنده شرط اساسی سعادت بشر است، همین ازدواج می باشد.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید: «ما بُنِیَ فِی الاِْسْلامِ بِناءٌ اَحَبَّ اِلَی اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ، وَاَعَزَّ مِنَ التَّزْویجِ؛<SUP>(2) در اسلام هیچ بنایی ساخته نشده که نزد خدای عزوجل محبوب تر و ارجمندتر از ازدواج باشد.»

ازدواج در جوانی

پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله در مورد ازدواج در ایام جوانی چنین فرموده است: «اَیُّمَا شابٌ تَزَوَّجَ فِی حِداثَهِ سِنِّهِ عَجَّ شَیْطانُهُ: یا وَیْلَه! عَصِمَ مِنّی دِینَهُ؛<SUP>(3) هرگاه شخصی در سنین جوانی ازدواج کند، شیطانِ او فریاد می زند: وای بر من! دینش را از گزند من حفظ کرد.»

دستورات دین اسلام متناسب با خواسته های فطری انسان می باشد و از طرفی ازدواج همان طور که گفته شد، بسیاری از نیازهای درونی انسان را جوابگوست. بنابراین، کسی که همسر اختیار می کند، در واقع زمینه مساعدی برای پذیرش دستورات مناسب با فطرت را فراهم کرده است و به مراتب راحت تر می تواند طبق اوامر دینی عمل کرده و با فرامین الهی خود را وفق دهد. این مطلب در مورد کسانی که تازه به سنّ جوانی وارد شده اند، بیشتر صدق می کند؛ زیرا یک جوان در اوج هیجانات و احساسات قرار دارد و همین مسئله به شدت او را به خود مشغول می کند و تا این حالت تعدیل نشود و تسکین نیابد، کمتر به امور دینی توجه نشان می دهد. ازدواج در این سن برای او بسیار مهم و کارگشا خواهد بود؛ چرا که سبب می شود احساسات و عواطف او متعادل شده و ندای فطری اش را که هماهنگ با فرامین الهی است، به راحتی بشنود و با آسایش خاطر به او پاسخ مناسب بدهد و بدین ترتیب، دین و ایمان خود را از گزند شیطان حفظ کند.

خوش بینی در امر ازدواج

امام صادق علیه السلام در خصوص داشتن امید به فضل الهی در امر ازدواج می فرماید: «مَنْ تَرَکَ التَّزْویجَ مَخافَهَ الْفَقْرِ فَقَدْ اَساءَ الظَّنَّ بِاللّه ِ عَزَّوَجَلَّ. اِنِّ اللّه َ عَزَّوَجَلَّ<SUP>(4) یَقُولُ: «اِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهُمُ اللّه ُ مِنْ فَضْلِهِ»؛

هر که از ترس تهیدستی ازدواج نکند، به خدای متعال گمان بد برده است. خداوند عزوجل می فرماید: «اگر تهیدست باشند خداوند از فضل خود توانگرشان می سازد.»

خداوند تبارک و تعالی وعده داده است که اگر کسی ازدواج کرد و فقیر بود، او را بی نیاز می کند. از آنجایی که وعده خداوند حق است، تنها، کسی از ترس فقر و نادار شدن ازدواج نمی کند که به وعده های پروردگار بدبین و بدگمان است. البته وعده خداوند وقتی محقق می شود که انسان برای کسب و کار و به دست آوردن روزی تلاش کند و معمولاً به طور طبیعی یک جوان پس از ازدواج، مسئولیت بیشتری در قبال خود و همسرش احساس می کند و همین سبب می شود تا بر کار و تلاش خود بیفزاید.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «مَنْ تَرَکَ التَّزْویجَ مَخافَهَ الْعَیْلَه فَلَیْسَ مِنّا؛(۵) هر که از ترس تنگدستی ازدواج نکند، از ما نیست.»

و در شمار پیروان آن بزرگواران نیست.

آثار ازدواج

۱. حفظ دین

پیامبر ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله یکی از آثار ازدواج را چنین برمی شمارد: «مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ اَحْرَزَ شَطْرَ دینِهِ فَلْیَتَّقِ اللّه َ فی شَطْرِ الثّانی؛(۶) کسی که ازدواج می کند، نیمی از دینش را حفظ کرده است. پس برای احراز نیم دیگر باید تقوای الهی را پیشه کند.»

کسی که ازدواج می کند، راحت تر می تواند غرایز جنسی خود را کنترل کند و این عاملی را که قادر است مانع انجام فرایض و موجب اشتغال فکری و روانی او گردد، از سر راه بردارد. در عین حال، باید به این نکته توجه داشت که ازدواج یک علت تامّه برای دینداری نیست؛ بلکه زمینه مناسبی برای حفظ و استمرار دینداری است و یک جوان می تواند با استفاده از شرایط مساعدی که در اثر ازدواج برایش فراهم آمده، تلاش کند تا دین خود را حفظ و کامل کند.

۲. یاری خداوند

رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «حَقٌّ عَلَی اللّه ِ عَوْنُ مَنْ نَکَحَ اِلْتِماسَ الْعِفافِ عَمّا حَرَّمَ اللّه ُ؛(۷) هر که به منظور پاک نگه داشتن خود از آنچه خداوند حرام کرده است ازدواج کند، بر خداست که او را کمک کند.»

کسی که نیازهای جنسی خود را از طریق حلال که همانا ازدواج است برآورده کند و این سبب شود تا در این خصوص، مرتکب حرام نشود، خدای تعالی بر خود لازم دانسته که او را یاری کند؛ ولی این تضمین الهی شامل کسی که پس از ازدواج هم درصدد انجام اعمال نامشروع است و یا به انگیزه های غیرالهی مانند: رسیدن به مال و منالِ طرف مقابل و یا فخرفروشی و مباهات ازدواج می کند، نمی شود.

۳. ایجاد مودّت و محبّت

خداوند متعال در بیان آثار سازنده پیوند زناشویی می فرماید: «وَمِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجا لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً اِنَّ فی ذلِکَ لاَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّروُنَ»؛(۸)

برای مردمی که می اندیشند.»

پس از گذشت مدت کوتاهی از ازدواج، چنان علقه و وابستگی بین زن و شوهر به وجود می آید که در بیشتر موارد، هر یک از آنان، همسرش را بر خود مقدم می دارد و حاضر است خود متحمل رنج و آسیب شود؛ ولی همسرش از رنج و زحمت در امان باشد. از اینرو، استعدادهای درونی زوجین در خصوص دوستی و محبت نمودن به یکدیگر کاملاً شکوفا شده و روز به روز رشد می کند؛ مرد با بیان مطالبی که در طول روزمایه نگرانی او شده و یا درد دل با همسرش، آرامش پیدا می کند و با شنیدن درد دلهای طرف مقابل، سعه صدر می یابد و این چنین، اگر هر دو سعی در حذف امور اختلاف انگیز و جزئی نمایند و گذشت را پیشه کنند، به مرور بر این حس دوستی و محبّت افزوده می شود و اساس و پایه بنای خانواده محکم می گردد.

۴. فزونی روزی و نیکویی اخلاق

رسول اکرم صلی الله علیه و آله در بیان یکی دیگر از فواید ازدواج می فرماید: «زَوِّجُوا اَیاماکُم، فاِنَّ اللّه َ یُحْسِنُ لَهُمْ فی اَخْلاقِهِم وَیُوَسِّعُ لَهُمْ فِی اَرْزاقِهِم وَیَزیدُهُم فِی مُرُوّاتِهم؛<SUP>(9)

جوانمردیهای آنان می افزاید.»

شخص متأهل احساس مسئولیت بیشتری کرده و بر فعالیتش می افزاید. به همین جهت، رزق و روزی بیشتری عایدش می شود. همچنین با ارضای مشروع غرایز جنسی به نوعی خود را تخلیه می کند و در اثر آن، آرامش و خلق و خوی نیک می یابد. همه این مواهب و آثار را خداوند متعال در امر ازدواج قرار داده است و خودداری از ازدواج و یا غفلت از آن به دلایل واهی، انسان را از دست یابی به این نعمات و برکات محروم می کند. بسیاری از جوانان، به بهانه اینکه شرایط ازدواج بسیار سخت شده است، در سنین جوانی مبادرت به این کار نمی کنند. به همین دلیل، سنّ ازدواج بالا رفته و اگر این روند پیش برود، به جایی می رسد که عده ای، به طور کلی از ازدواج صرف نظر می کنند و سیر تخلفات و ارتکاب محرمات روز به روز فزونی می یابد. بنابراین، بر مبلغان گرامی است که در جهت بیان آثار ازدواج، تشویق جوانان، خوش بین کردن آنها به ازدواج و داشتن توکل و اعتماد به حق تعالی در این زمینه، همت گمارند.

تسهیل در ازدواج

۱. پاداش مساعدت در امر ازدواج

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «مَنْ زَوَّجَ اَخاهُ الْمُؤْمِنَ اِمْرَأَهً یَأْنَسُ بِها وَتَشُدُّ عَضُدَهُ وَیَسْتَریحُ اِلَیْها، زَوَّجَهُ اللّه ُ مِنَ الْحُورِ الْعِین وَآنَسَهُ بِمَنْ اَحَبَّهُ مِنَ الصِّدّیقینَ مِنْ اَهْلِ بَیْتِهِ وَاِخوانِهِ وَآنَسَهُمْ بِه؛<SUP>(10) هر که برادر مؤمن خود را زن دهد تا با او انس گیرد و به وسیله او بازویش محکم شود و به سوی او آسایش یابد، خداوند او را از حورالعین بهشت زن دهد و با هر یک از صدیقان خانواده و برادرانش که دوست داشته باشد، همدمش کند و آنان را با وی انس و الفت دهد.»

حضرت صادق علیه السلام نیز در این باره می فرماید: «مَنْ زَوَّجَ اَعْزَبا کانَ مِمَّنْ یَنْظُرُ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ اِلَیه یَومَ الْقِیامَهِ؛<SUP>(11) هر که عَزَبی را زن دهد، از جمله کسانی است که خداوند عزّوجل در روز قیامت به او نظر می افکند.»

هر کس تسهیلاتی را برای ازدواج برادر مؤمنش فراهم آورد؛ مثلاً دختر خود را به آسانی و بدون سختگیری به ازدواج جوانی در بیاورد و یا اگر وسعش می رسد، در جهت فراهم شدن مقدمات ازدواج پسر و دختری از بذل مال دریغ نکند و بالاخره هر کاری که از دستش برمی آید، انجام دهد تا یک ازدواج سالم صورت گیرد، چنین کسی اجر و پاداش این احادیث شریفه شامل حالش می شود و از رحمت الهی برخوردار خواهد بود.

۲. گناه سخت گیری

رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «مَنْ بَلَغَ وَلَدُهُ النِّکاحَ وَعِنْدَهُ مایَنْکَحُهُ، فَلَمْ یَنْکَحْهُ ثُمَّ اَحْدَثَ حَدَثا فَالاِثْمُ عَلَیه؛(۱۲) هر کس فرزندش به حدّ ازدواج برسد و او هم بتواند زمینه ازدواجش را فراهم کند؛ ولی او را زن ندهد و فرزندش گرفتار گناه گردد، گناه فرزند بر عهده اوست.»

گاهی پدر با آنکه می تواند برای پسرش همسر اختیار کند، بهانه می آورد که او هنوز خیلی جوان است و یا باید ادامه تحصیلات بدهد و یا تا وقتی که از نظر مالی به جایی نرسیده و نتوانسته روی پای خود بایستد، خبری از ازدواج نیست. و یا پدر دختر می گوید که دخترم کم سنّ و سال و کم تجربه است یا فعلاً باید در خانه بماند و کمک مادرش باشد یا باید تحصیلاتش را ادامه دهد و یا تا وقتی شوهرِ متمکن و متمول برایش نیامده و خواستگارش دارای شغل و تحصیلات عالی نباشد، نباید شوهر کند. چنین والدینی که با بهانه هایی از این قبیل، در تزویج پسر یا دخترشان کاهلی و تعلّل می نمایند، مشمول این حدیث می شوند و هر گناهی که این پسر یا دختر به دلیل ازدواج نکردن مرتکب شوند، در آن شرکت دارند.

۳. وساطت در ازدواج

امام علی علیه السلام در فضیلت وساطت برای شکل گیری ازدواج می فرماید: «اَفْضَلُ الشَّفاعَهِ اَنْ یَشْفَعَ بَیْنَ اثْنَیْنِ فِی نِکاحٍ حَتّی تَجْمَعَ شَمْلَهُما؛(۱۳) بهترین وساطت این است که [انسان] میان دو نفر در امر ازدواج وساطت کند تا سر و سامان بگیرند.»

اگر شخصی متمول است به وسیله مالش، و اگر کسی زبانش نرم است، به کمک گفتار شیرین و بیانش، و اگر کسی صاحب نفوذ و وجهه در بین مردم است، با اعتبار و نفوذش لازم است که در این امر خیر وساطت کند که بهترین شفاعت و واسطه گری است؛ چون نتیجه آن حفظ دین جوانان و صیانت یافتن آنها از گناه می باشد.

۴. خواستگاری آسان

رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید: «اِنَّ مِنْ یُمْنِ الْمَرْأَهِ تَیْسِیرَ خِطْبَتِها وَتَیْسِیرَ صِداقِها و…؛(۱۴) از میمنت [و خجستگی] زن این است که راحت خواستگاری شود و کابینش (مهریه اش) سبک باشد… .»

خواستگاری آسان و راحت یعنی اینکه مسائلی مانند: پرداخت شیربها، مهریه های سنگین، خرید سنگین، هزینه های چشم و هم چشمی، برگزاری مراسم پرخرج، قرار دادن شرایط دشوار و اموری از این دست مطرح نشود تا یک زن با میمنت و مبارکی وارد منزل همسرش شود و زندگی توأم با محبت و آسایش فکری و روحی را آغاز نمایند.

مهریه

۱. بهترین مهریه

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بهترین مهریه ها را چنین معرفی می کند: «خَیْرُ الصِّداقِ اَیْسَرُهُ؛(۱۵) بهترین مهریه، سبک ترین آن است.»

۲. مهریه زیاد

امام صادق علیه السلام در این مورد می فرماید: «اَمّا شُؤْمُ الْمَرْأَهِ فَکَثْرَهُ مَهْرِها وَعُقُوقُ زَوْجِها؛<SUP>(16) شومی [و ناخجستگی [زن، زیاد بودن مهریه او و نافرمانی از شوهرش می باشد.»

رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز در خصوص آثار سوء مهریه زیاد می فرماید: «تَیاسَرُوا فِی الصِّداقِ، فاِنَّ الرَّجُلَ لَیُعْطِی الْمَرأَهَ حَتّی یَبْقی ذلِکَ فِی نَفْسِهِ عَلَیْها حَسیَکَهً؛(۱۷)

وجود می آید.»

بعضی از خانواده ها به خیال خودشان برای اینکه پایه های زندگی را برای دخترشان محکم کنند و داماد، هوس نکند دختر را طلاق دهد، سعی می کنند تا می توانند مهریه را دست بالا بگیرند. در حالی که ناخواسته با همین عملِ خود به نحوی بنیان زندگی فرزندشان را متزلزل می کنند؛ زیرا آن امری که سبب استحکام و استقرار کانون خانواده می شود، مهریه سنگین نیست؛ بلکه وجود صفا و محبت و دوستی بین زوجین است. همان طور که در این حدیث شریف خواندیم که مهریه زیاد در دل مرد ایجاد کینه و دشمنی می کند و همین امر، سبب از بین رفتن محبت و تزلزل زندگی آنان می گردد.

بهترین وساطت این است که [انسان] میان دو نفر در امر ازدواج وساطت کند تا سر و سامان بگیرند

از کج فهمیهای دیگری که برخی در حق این سنّت اسلامی روا می دارند آن است که گاهی مهریه زیاد را برای چشم و هم چشمی و یا اینکه در بین خانواده ما چنین مرسوم است، مطرح می کنند. بدیهی است که این گونه آداب و رسوم نیز برخلاف فلسفه ازدواج است.

از اثرات سوء دیگر مهریه سنگین این است که مجلس خواستگاری به مجلس چانه زدن برای بالا یا پایین آوردن مهریه، مبدل می شود که این عمل در شأن یک دختر نیست و ارج و ارزشش ضایع می شود؛ زیرا در این حالت، با زن به صورت یک کالا برخورد می شود و این درست برخلاف تصور آن خانواده ای است که می پندارد با سنگین گرفتن مهریه، ارزش و اعتبار دخترش را بالا برده و او را در بین دیگران سربلند کرده است.

باید توجه داشت که وقتی در مورد مهریه که سنتی الهی می باشد، این قدر سفارش به سبکی و آسانی شده است، به طریق اولی باید در سنّتهای عرفی و اجتماعی خود مانند: برگزاری مجالس یا خرید طلا و البسه سبک گرفته و این امور را دشوار نگیریم تا بتوانیم در رسیدن به هدف ازدواجِ آسان و گرایش جوان به ازدواج، موفق باشیم.

مبلغان محترم می توانند در جهت تسهیل امر ازدواج، از جمله: اعطاء آگاهی و بینش در این زمینه، خاصه مساعدت و وساطت در امر ازدواج، نقش بسزایی را ایفاء کرده و این کار را در زمره اموری قرار دهند که خود را مأمور به تبلیغ و موظف به ترویج آنها می دانند.

ویژگیهای داماد

۱. تدین و امانتداری

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «اِذا جاءَکُم مَنْ تَرْضَوْنَ دینَهُ وَامانَتَهُ یَخْطُبُ (اِلَیْکُم) فَزَوِّجُوهُ، اِنْ لاتَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَهٌ فِی الاَْرْضِ وفسادٌ کبیرٌ؛(۱۸)

آمد.»

۲. اخلاق نیک

امام رضا علیه السلام در خصوص ویژگی داماد خوب می فرماید: «اِنْ خَطَبَ اِلَیکَ رَجُلٌ رَضیتَ دینَهُ وخُلُقَهُ فَزَوِّجْهُ وَلایَمْنَعْکَ فَقْرُهُ وفاقَتُهُ، قالَ اللّه َ تَعالی: «اِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللّه ُ مِنْ فَضْلِهِ…»؛(۱۹)

باشند، خداوند از فضل [و کرم] خود آنان را توانگر کند.»

داشتن ثروت و دارایی شرط اساسی و لازم برای خواستگاری نیست. مرد هر چند فقیر باشد، تدینش به او اجازه نمی دهد که تنبل و غیرفعّال باشد. از اینرو، برای کسب روزی فعالیت و تلاش می کند و از طرف دیگر، خداوند تبارک و تعالی هم وعده داده است که آنها را با فضل خودش غنی و بی نیاز کند.

آنچه که برای یک زندگی سالم و باصفا، لازم و حتمی می باشد، تدین و اخلاق نیکوست. دیانت و اخلاق پسندیده است که سبب پایداریِ کانون گرم خانواده می شود و همین دینداری و تخلّق به اخلاق نیک است که موجب می گردد مرد نسبت به همسرش با گذشت، انصاف، عدالت و مروّت رفتار کند. و همین تعهد دینی و تقید اخلاقی است که وجودش در خانواده منشاء پرورش فرزندانی متدین، با اخلاق، پاک و مفید برای خود و جامعه و همچنین مایه عزّت و سربلندی برای خانواده می شود.

۳. تقوای الهی

امام حسن علیه السلام به مردی که با ایشان درباره ازدواج دختر خود مشورت کرد، فرمود: «زَوِّجْها مِنْ رَجُلٍ تَقِّیٍ، فاِنَّهُ اِنْ اَحَبَّها اَکْرَمها واِنْ اَبْغَضَها لَمْ یَظْلِمْها؛<SUP>(20) او را به مردی باتقوا شوهر ده؛ زیرا اگر دختر تو را دوست داشته باشد، گرامی اش می دارد و اگر دوستش نداشته باشد، به وی ستم نمی کند.»

مرد باتقوا براساس صفای درونی خویش، دوست داشتنش از صمیم قلب است و همسرش را صرفا به خاطر جمالش یا مالش و یا انگیزه های ظاهری و مادی دوست نمی دارد. از اینرو، او را به واقع گرامی می دارد و احیانا اگر همسرش، فاقد کمالات انسانی و یا اخلاق الهی باشد و گاهی بنای اذیت و آزار را بگذارد و کاری کند که خود را از چشم شوهر بیندازد، مردِ باتقوا که به نور ایمان آراسته است، درصدد تلافی، آزار و ستم به وی برنمی آید. پس در هر حال، بهترین مردی که می توان با آسودگی خاطر، به او زن داد، مرد باتقواست.

ویژگیهای عروس

۱. تدیّن

رسول اکرم صلی الله علیه و آله در بیان ویژگیهای زن و برترین معیار در انتخاب همسر می فرماید: «تُنْکَحُ الْمَرْأَهُ عَلی اَرْبَعِ خِلالٍ: عَلی مالِها، وَعَلَی دینِها، وَعَلی جَمالِها، وَعَلی حَسَبِها وَنَسَبِها، فَعَلَیْکَ بِذاتِ الدّینِ؛(۲۱)

بر توست که با زن متدین ازدواج کنی.»

داماد برای برگزیدن همسر مناسب باید ملاک تدیّن را در زن لحاظ کند؛ زیرا آن چیزی که مایه گرمی و نشاط زندگی و الفت میان زوجین است، دوست داشتن از صمیم قلب، بدون در نظر گرفتن انگیزه های مادی و ظاهری است. بر این اساس، اگر زن را به خاطر مال و ثروتش برگزیند، به محض اینکه زن متوجه شود مَرد با این انگیزه با او ازدواج کرده است، صفا و گرمی و الفتی که بین این دو باید باشد دچار مشکل شده، گاهی قلبِ زن مملو از کینه و کدورت نسبت به همسرش می شود و بدین سان، هر طور شده به او اجازه رسیدن به اهداف مالی اش را نمی دهد و زندگی مشترکشان یا قطع می شود و یا در صورت تداوم، بسیار بی روح، سرد و نفرت آمیز خواهد بود.

اگر زن را فقط به لحاظ زیبایی اش با زن به خاطر چهار چیز ازدواج می شود: مال و ثروتش، دینداریش، زیبایی اش و اصل و نسب و خانواده اش. پس بر توست که با زن متدین ازدواج کنی

برگزیند، پس از مدتی دیدار یک چهره زیبا برایش عادی و کم جاذبه می شود و چنانچه این زنِ زیبا فاقد تدیّن و اخلاق نیکو و یا احیانا دارای رذایل اخلاقی باشد، همین چهره زیبا برای مرد مایه دردسر می شود؛ زیرا پیوسته نظر مردان نامحرم را به خود جلب می کند و غیر از رنج و آزار برای شوهرش چیزی به ارمغان نمی آورد و به تدریج به جایی می رسد که نه تنها زیبایی او برایش لذت بخش نیست؛ بلکه ملالت آور است و این جاست که دیگر انگیزه ای برای ادامه زندگی، در خود نمی بیند.

و اگر زن را تنها برای اصل و نسبش انتخاب کند، چنانچه منظور از اصل و نسب و خانواده، اصالت و بزرگواری و تشخص آنها باشد، در صورتی مطلوب است که این اصالت و سلسله نیکو ادامه یابد و این دختر هم بهره ای از آن برده و توأم با آن، دیندار باشد. و گرنه اگر نصیبی از آن تشخّص و بزرگ منشی نبرده باشد، هیچ ارزشی ندارد.

بنابراین، اگر منظور از اصل و نسب، صرفا برخورداری از سلسله خانوادگیِ معروف و سرشناس از حیث امور دنیوی و ظاهری باشد، در این صورت از آنجایی که زن متدین نیست، کمترین مفسده و مشکلی که برای مرد به وجود می آورد این است که گاه و بی گاه، اجداد و سلسله خود را به رُخ مرد کشیده و او را در مواقع و مواضع مختلف تحقیر می کند و به خاطر نداشتن روحیه تواضع و فروتنی نمی تواند کانون خانواده را گرم نگه دارد و به هر حال، معروفیت و مشهوریت خانواده زن به رونق زندگی مشترک، کمکی نخواهد کرد؛ بلکه در بسیاری از اوقات مانع بزرگی برای ایجاد دوستی و الفت بین زوجین خواهد شد.

و امّا اگر جوان، همسرش را براساس تدین و اخلاقش برگزیند، از آنجایی که این زن، زیبایی باطنی و درونی دارد، هر روز که از زندگی مشترک آنها سپری می شود، نه تنها این جاذبه و زیبایی برای مرد عادی و خسته کننده نمی شود؛ بلکه روز به روز بیشتر شیفته اخلاق او شده و به تدریج علاقه و وابستگی اش به او افزون می گردد؛ چرا که این جذّابیت باطنی، ویژگی و خاصیتی است که خداوند متعال در انسان دیندار و صاحب اخلاق نیکو قرار داده است. در بسیاری از موارد، یک زنِ دیندار و متخلق به اخلاق شایسته، چنان مرد را به خود علاقه مند می کند که حتی اگر بهره ای از زیبایی ظاهری و یا اصل و نسب و یا مال و منال هم نداشته باشد، مرد همچنان او را از صمیم قلب دوست می دارد و از هر نوع فداکاری و از خودگذشتگی نسبت به او دریغ نمی ورزد. بدیهی است که این نوع زندگی مشترک، چقدر برای زوجین، مستحکم و شیرین است و در این محیط سرشار از صمیمیت و معنویت فرزندان صالح و مفیدی پرورش خواهند یافت.

۲. شایستگی

پیامبر ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله می فرماید: «خَیْرُ مَتاعِ الدُّنْیا اَلْمَرْأَهُ الصّالِحَهُ؛(۲۲) بهترین متاع [و بهره] دنیا، زن صالح است.»

(۲۳)

است.»

امام صادق علیه السلام می فرماید: «…خِصالٌ مَنْ فَقَدَ واحِدَهً مِنْهُنَّ لَمْ یَزَلْ ناقِصُ الْعَیشِ، زایِلُ الْقَلْبِ، مَشْغُولُ الْقَلْبِ. فَاَوَّلُها صِحَّهُ الْبَدَنِ وَالثّانِیَهُ اَلاَْمْنُ وَالثّالِثَهُ اَلسِّعَهُ فِی الرِّزْقِ وَالرّابِعَهُ اَلاَْنیسُ الْمُوافِقُ. قُلْتُ: ومَا الاَْنیسُ الْمُوافِقُ؟ قالَ: اَلزَّوْجَهُ الصّالِحَهُ وَالْوَلَدُ الصّالِحُ والْجَلیسُ الصّالِحُ؛<SUP>(24)

سلامتی، امنیّت، گشایش در روزی و انیس موافق.

[راوی می گوید:] عرض کردم: منظور از انیس موافق چیست؟ فرمود: همسر صالح، فرزند صالح و همنشین صالح.»

همسر صالح، خود را با شرایط مختلفِ زندگیِ مشترک وفق می دهد؛ زمانی که وضعیت مرد از نظر مالی مساعد است، با اسراف و ریخت و پاش، آتش به مال او نمی زند و هنگامی که مرد در کمبود مالی قرار دارد، او را جهت تأمین خواسته هایش تحت فشار قرار نمی دهد و هرگز زبان به گله، شکایت، طعنه و تحقیر مرد نمی گشاید؛بلکه با قناعت و صبوری در تمامی فراز و نشیبهای زندگی همراه او و مایه دلگرمی اش خواهد بود؛ هنگامی که مرد خوشحال و مسرور است، او را همراهی و هم نوایی کرده و عیش و خوشی مشروع او را به هم نمی زند و هرگاه مرد عصبانی و ناراحت است، در مدارا با او و تسکین آلام و فرو نشاندن خشمش سعی بلیغ می نماید؛ درد دلهای مرد را گوش می کند و رازها و اسرار او و خانواده اش را حفظ می نماید؛ در قبال پیمان زناشویی، تعهد بسیار محکم و قوی دارد و در پرورش فرزندانِ صالح و مفید کوشاست و احترام مرد را در خانواده و نزد دیگران کاملاً نگه می دارد.

بدیهی است که چنین زنی بهترین متاع و بهره دنیاست و مردی که چنین زنی دارد، سعادتمند و خوشبخت است و طعم واقعی زندگی را می چشد.

۳. پاک بودن خانواده

روایت است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله در حالی که مردم را مورد خطاب قرار داده بود، فرمود: «اِیّاکُم وَخَضْراءَ الدَّمَنِ، قِیلَ یا رَسُولَ اللّه ِ، وَما خَضْراءُ الدَّمَنِ؟ قالَ: اَلْمَرْأَهُ الْحَسناءُ فِی مَنْبَتِ السُّوءِ؛<SUP>(25)

و انیس موافق.

خرابه) بپرهیزید. گفته شد: ای رسول خدا! خضراء الدّمن چیست؟ فرمود: زن زیبارویی که در خانواده ای فاسد رشد کرده است.»

خانواده محیطی است که اثرات تربیتی منفی و مثبت آن بر اعضایش در بسیاری از موارد، اجتناب ناپذیر است. از اینرو، دختری که در خانواده ای فاسد پرورش یافته، در موارد زیادی تابع آن شرایط بوده و شخصیت او مطابق آن فضا شکل می گیرد، مگر در موارد استثنایی که این موارد هم باید با تحقیق کامل و دقیق، احراز و روشن شود. در صورتی که جوانی به صرف اینکه فلان دختر زیباست، فریفته شود و شرایط دیگر از جمله تدین و شایستگی زن را نادیده بگیرد، چنانچه این دختر در خانواده ای بد رشد کرده باشد، همان ظاهر فریبنده و زیبا، مایه جلوه گری زن برای دیگران و موجب دردسر و سرافکندگی مرد خواهد شد و چنان زندگی را بر او سخت و تلخ می کند که آرزو می نماید ای کاش هیچ گاه ازدواج نکرده بود. ولی مشکلات این زندگی به همین جا ختم نمی شود؛ زیرا چنین زنی قرار است که فرزندان خود را سرپرستی و تربیت کند. معلوم است که کودکانِ معصوم این خانواده تحت چنین شرایطی چگونه پرورش می یابند؛ در آینده ای نه چندان دور، انحرافات، نابسامانیها و ناهنجاریهای این بچه ها شروع می شود و این مرد، پیوسته تا عمر دارد باید تاوانِ انتخاب ناشایست و غفلت خود را پرداخت نماید و تازه آن وقت در می یابد که همان طور که زن صالح، بهترین متاع دنیاست، بدترین متاع در دنیا نیز زنِ بد و ناشایست است.


۱. نور/۳۲.

۲. بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۲۲، ح۴۰.

۳. کنزالعمّال، ح۴۴۴۴۱.

۴. نورالثقلین، ج۳، ص۵۹۷، ح۱۴۱.

۵. کنزالعمّال، ج۱۶، ص۲۷۹، ح۴۴۴۶۰.

۶. میزان الحکمه، ج۲، ص۱۱۷۹.

۷. کنزالعمّال، ح۴۴۴۴۳.

۸. روم/۲۱.

۹. بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۲۲، ح۳۸.

۱۰. بحارالانوار، ج۷۵، ص۲۷۵.

۱۱. اصول کافی، ج۵، ص۲۳۱، ح۲.

۱۲. کنزالعمّال، ج۱۶، ص۴۴۲، ح۴۵۳۳۷.

۱۳. کنزالعمّال، ج۳، ص۲۶۸، ح۶۴۹۲.

۱۴. کنزالعمّال، ح۴۴۷۲۱.

۱۵. کنزالعمّال، ح۴۴۷۰۷.

۱۶. معانی الاخبار، ص۱۵۲، ح۱.

۱۷. کنزالعمّال، ح۴۴۷۳۱.

۱۸. بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۳۷۲، ح۳.

۱۹. بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۳۷۲، ح۷.

۲۰. مکارم الاخلاق، ج۱، ص۲۰۴.

۲۱. کنزالعمّال، ح۴۴۶۰۲.

۲۲. میزان الحکمه، ج۲، ص۱۱۸۷.

۲۳. اصول کافی، ج۵، ص۳۲۷.

۲۴. وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۳۱؛ خصال، ص۲۸۴.

۲۵. اصول کافی، ج۵، ص۳۳۲، ح۴.

منبع: با ما بخون ، پایگاه حوزه