اشاره به خواص چغندر در روایات

دسته بندی: مذهبی اشاره به خواص چغندر در روایات

خلاصه پرسش
آیا در روایات به خواص چغندر اشاره شده است؟ آیا خداوند، جذام را با خوردن برگ چغندر و کندن رگ‌ها توسط یهود از آنها دور کرد؟
پرسش
آیا در روایتی اشاره شده است که ریشه چغندر خاصیتی ندارد، و تمام خواصش در برگ آن وجود دارد؟ آیا خداوند، جذام را با خوردن برگ چغندر و کندن رگ‌ها توسط یهود از آنها دور کرد؟
پاسخ اجمالی
الف. چغندر به عربی، یکی از معانی «السِّلْق»[۱]‏ -به کسر سین و سکون لام- است. در طب سنتی، استفاده از برگ آن برای بهبود بیماری سفارش شده است، اما خوردن خود چغندر به جهت طبع سودایی توصیه نشده است، و شاید روایاتی که در آنها به صورت مطلق از چغندر تعریف شده، با روایتی که تنها توصیه به خوردن برگ آن شده مقیّد شود.
امام رضا(ع) می‌فرماید: «أَطْعِمُوا مَرْضَاکُمُ‏ السِّلْقَ یَعْنِی وَرَقَهُ فَإِنَّ فِیهِ شِفَاءً وَ لَا دَاءَ مَعَهُ وَ لَا غَائِلَهَ لَهُ وَ یُهْدِئُ نَوْمَ الْمَرِیضِ وَ اجْتَنِبُوا أَصْلَهُ فَإِنَّهُ یُهَیِّجُ السَّوْدَاءَ»؛[۲] به بیماران خود چغندر که منظور برگ آن است بخورانید؛ زیرا در آن شفا است و ضرری ندارد و خواب بیمار را آرامش می‌دهد. و از خود چغندر دوری نمایید؛ زیرا سوداء را بیفزاید.
این روایت از نظر سند صحیح بوده و مشکلی ندارد.[۳]
امام صادق(ع) نیز فرمود: «أَکْلُ السِّلْقِ یُؤَمِّنُ مِنَ الْجُذَامِ»؛[۴] خوردن چغندر موجب ایمنى از جُذام است.
ب. در روایتی از امام صادق(ع) چنین نقل شده است که؛ «انَّ اللهَ تَعَالَى رَفَعَ عَنِ الْیَهُودِ الْجُذَامَ بِأَکْلِهِمُ السِّلْقَ وَ قَلْعِهِمُ الْعُرُوقَ»؛[۵] خداوند، جذام را با خوردن چغندر و رگ زدن از یهود برداشت.
این روایت از جهت سندی به دو دلیل ضعیف است: ۱. مرفوع است؛ روایت مرفوع یعنی یک یا بیشتر از یک راوی آن، از سند افتاده باشد، با تصریح به لفظ رفع.[۶]
۲. حسن بن علی بن أبی عثمان‏ که در سند این روایت آمده، ضعیف و محکوم به غلوّ است.[۷]
اما با وجود ضعف این روایت از جهت سندی، روایات صحیح و معتبری نیز درباره فواید چغندر وجود دارند.[۸]

[۱]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۱۰، ص ۱۶۲، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
[۲]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ۶، ص ۳۶۹، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
[۳]. مجلسی، محمد باقر، مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول، محقق، مصحح، رسولی، سید هاشم، ج ۲۲، ص ۲۱۳، تهران، ‌دار الکتب الإسلامیه، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
[۴]. طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص ۱۸۱، قم، شریف رضی، چاپ چهارم، ۱۴۱۲ق.
[۵]. برقی، ابو جعفر احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، محدث، جلال الدین،‏ ج ‏۲، ص ۵۱۹، قم، دار الکتب الإسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۷۱ق؛  الکافی، ج ‏۶، ص ۳۶۹.
[۶]. سند روایت این‌گونه است: «عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِی عُثْمَانَ رَفَعَهُ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللهِ(ع)…».
[۷].  «ضعیف‏ جدا، رمی ‏بالغلو»؛ طوسى، محمد بن حسن‏، رجال‏ الطوسی(الأبواب)، ص ‏۳۷۵، قم، مؤسسه النشر الاسلامی‏، چاپ سوم‏، ۱۳۷۳ش؛ کشی، محمد بن عمر، إختیار معرفه الرجال، ص ۵۷۱، مؤسسه نشر دانشگاه مشهد، چاپ اول‏، ۱۴۰۹ق؛ نجاشی، احمد بن على‏، فهرست أسماء مصنفی الشیعه، ص ‏۶۱، قم، مؤسسه النشر الاسلامی‏، چاپ ششم‏، ۱۳۶۵ش.
[۸]. ر. ک: الکافی، ج ‏۶، ص ۳۶۹.
منبع: با ما بخون ، اسلام کوئست