بیدار باشی برای روز اول ماه رمضان

دسته بندی: مذهبی

جواد محدثی

فرازهای دعای روز اول ماه رمضان عبارت است از: ۱- نماز و روزه واقعی ۲- هشیاری از غفلت ۳- بخشایش گناه و عفو خدا…

أَللّهُمَّ اجْعَلْ صِیامی فیهِ صِیامَ الصّآئِمینَ وَقِـیامی فـیهِ قـیامَ الْقـآئِمـینَ
وَنَبِّـهْنی فیهِ عَنْ نَوْمَهِ الْغافِـلینَ وَهَبْ لی جُرْمی فیهِ یا اِلهَ الْعالَمینَ
​وَاعْفُ عَنّی یا عـافِیاً عَنْ الُْمجْـرِمینَ.

چه بسیارند روزه دارانی که از روزه، جز «گرسنگی و عطش»، دستاوردی ندارند… این سخن پیشوایان دین است.[۱]

پس، ممکن است که روزه هم، پوک و بی مغز باشد، ممکن است روزه دار هم، به «ثواب» نرسد، ممکن است که روزه انسان، آنچه که «باید باشد» نباشد، ممکن است روزه ای بگیریم که پذیرفته درگاه حق نباشد، پس… از همین روز اوّل، حتی پیش از رسیدن ماه مبارک، تکلیفمان را روشن کنیم، روزه ای بگیریم که «مقبول» باشد، درست باشد، کامل باشد، «خداپسند» باشد.

روزه ای که ما را از گناه و شهوت و خودخواهی باز داد، روزه ای که از آن، فقط رنج و درد تشنگی، عایدمان نشود، روزه ای که همراه عطش و گرسنگی، چشم و گوشمان از گناه، دست و پایمان از معصیت، نیّت و اراده مان از آلودگی و شرّ و بدی و قلبمان از بدخواهی و حسد و کینه مصون باشد،زبانمان، به گفتن ناروا نچرخد، چشممان، به گناه و حرام ننگرد، قدرتمان، در راه باطل، به کار گرفته نشود.[۲]

از خدا بخواهیم که «روزه» ما را در این ماه، روزه «روزه داران واقعی» قرار دهد، همچنین نماز و قیاممان را، تا نمازمان هم، تنها خم و راست شدن نباشد، و صلاه ما، فقط گفتن ذکر و خواندن ورد نباشد، بلکه احساس «حضور» در پیشگاه خدا باشد، راز و نیاز با «مبدأ هستی» و مناجات با خالق باشد، حضور، در خلوتگه یار و بار یافتن به محضر حقیقت جاودانه و کمال مطلق باشد، تا نماز، سکوی پروازمان و نردبان عروجمان به سوی خدا وتقرّب به او گردد، چراکه: «الصَّلاهُ قُربانُ کُلّ تَقیٍّ».[۳] نماز، وسیله قرب هر تقواپیشه است.

بیداری از غفلت
غفلت، نوعی خواب است، و خواب… برادر مرگ.

باید از خدا خواست که توفیق بیداری و هشیاری دهد، توفیق رسیدن به بصیرت و آگاهی، و نیل به اهداف والای خلقت انسان و رسالت انبیا بدهد. حضرت موسی و عیسی و ابراهیم و نوح و محمّد صلی الله علیه و آلهو تمام پیامبران دیگر، آمده اند تا انسان را از «ظلمات» به «نور»، از «خواب» به «بیداری»، از «چاه خود» به «لقاء خدا» برسانند. آمده اند تا فطرت الهی را یاد آرند، تا گنجینه های مدفون عقل و اندیشه را استخراج کنند و انسان را به «یقین» و آگاهی برسانند.

علی بن ابی طالب علیه السلام فرموده است: «خداوند، عبد و بنده اش محمد صلی الله علیه و آله را با «حق» و دین هدایت فرستاد، تا بیماری های (قلبی و فکری) شما را درمان کند و شما را از غفلت، «بیدار» کند».[۴]

این فلسفه بزرگ رسالت است، دمیدن روح حیاتبخش آگاهی و بصیرت در انسان. تمام گناهان در سایه غفلت و جهالت است و انبیا برای غفلت زدایی و هدایت به خیر و حق آمده اند. راه رسیدن به حق و نیکی و دور شدن از معصیت و غفلتهای تباهی زا، داشتن بصیرت و آگاهی است و این بیدار شدن از خواب غفلت، چیزی است که از خداوند خواسته ایم.

بخشایش جرم
اگر بنا باشد که خداوند با «عدل» با بندگانش رفتار کند، کمتر کسی است که بتواند از عذاب و دوزخ نجات یابد. انسان ها گرفتار نافرمانی ها و خطاهایند، به اندازه ریگ بیابانها، و موج دریاها و برگ درختان و قطرات باران، امّا آنچه بیش از اینهاست، کرم و بخشش خداست.

خطاپوشی از صفات خداست، چرا که او «ستّارالعیوب» است، و بخشایش گناه، از ویژگیهای اوست، چرا که خداوند، «غفّار الذّنوب» است. اوست که می بخشد و عذاب می کند، اوست که می پذیرید و ردّ می کند، اوست که از «جرم»، در می گذرد، پاداش و کیفر می دهد. پس، همه چیز در دست اوست: «بِیَدِهِ مَلکوتُ کُلِّ شَیی ءٍ».[۵] و اگر قصوری از بندگان است، باید پیش او دست به دعا بردارند و از او طلب عفو کنند، که او عفو کننده مجرمین است.

بنده همان به که زتقصیر خویش
عذر به درگاه خدا آورد
ورنه سزاوار خداوندیش
کس نتواند که به جا آورد[۶]

اگر خدا نبخشاید، پس که ببخشاید؟! و اگر او عفو نکند، پیش که باید رفت؟ آری، هیچ مفرّی از خدا نیست، مگر بازهم به سوی خدا. اگر خداوند ببخشاید، بار سنگین گناهان از دوشمان برداشته خواهد شد، و آنگاه پرواز، آسان است.

پیوست:
[۱] ـ از جمله سخن پیامبر خدا: ما اَقَلَّ الصُوّام و اکثَرَ الجُوّاعُ چه اندکند روزه داران و چه بسیارند گرسنگان! من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۱۰۹.
[۲] ـ امام صادق علیه السلام: اِذا صُمتم فَاحفَظوا اَلسِنَتَکم عَنِ الکِذبِ و غُضّوا أبصارَکم، ولاتنازَعوا ولاتَحاسَدوا ولاتَغتابُوا ولاتَماروا، ولاتَکذِبوا ولاتُباشِرُوا ولاتَخالفوا ولاتَغاضَبُوا ولاتَسابّوا ولاتَشاتَموا…ولاتَغْفُلوا عَن ذِکرِاللّه …بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۲۹۲.
[۳] ـ خصال، ص ۶۲۰.

[۴] ـ نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه ۱۹۸.
[۵] ـ یس، آیه ۸۳.
[۶] ـ سعدی، در دیباچه گلستان.

منبع: با ما بخون ، خبر آنلاین