شأن نزول، تفسیر و ثواب قرائت سوره قریش چیست؟

دسته بندی: مذهبی شأن نزول، تفسیر و ثواب قرائت سوره قریش چیست؟

پرسش
دلیل نزول سوره قریش چه بوده است؟
پاسخ اجمالی
سوره قریش که به سوره ایلاف نیز مشهور است، در مکه نازل شده و دارای چهار آیه است.[۱]
بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏
«لِإِیلافِ قُرَیْشٍ»؛ «[کیفر لشکر فیل‌سواران] برای این بود که دلبستگی قریش [به این سرزمین مقدس] حفظ شود [و زمینه ظهور پیامبر فراهم شود]».
«إِیلافِهِمْ رِحْلَهَ الشِّتاءِ وَ الصَّیْفِ»؛ «دلبستگی آنها به سفرهاى زمستانه و تابستانه [که به خاطر این الفت به آن بازگردند]».
«فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَیْتِ»؛ «پس [به شکرانه این نعمت بزرگ] باید پروردگار این خانه را عبادت کنند».
«الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ»؛ «همان‌کس که آنها را از گرسنگى نجات داد و از ترس ایمنی بخشید».
ثواب قرائت سوره قریش
در منابع تفسیری و روایی، برای قرائت این سوره، فضیلت‌هایی ذکر شده است:
۱. پیامبر خدا(ص) فرمود: «کسى که سوره قریش را بخواند به تعداد هر یک از کسانى که‏ در گرد خانه کعبه طواف کرده، یا در آن‌جا معتکف شده، ده حسنه به او می‌دهد».[۲]
۲. امام صادق(ع) فرمود: «هرکس سوره قریش را بسیار تلاوت کند، خداوند او را در روز قیامت سوار بر مرکبى از مرکب‌هاى بهشتی مبعوث می‌کند تا در نهایت بر سفره‌هاى نور بنشیند».[۳]
شأن نزول و تفسیر
از آن‌جا که سوره قریش ادامه سوره «فیل» است،[۴] شأن نزول آن نیز همان شأن نزول سوره فیل است که برای بیان معجزه الهی در حفظ کعبه و نابودی سپاه ابرهه می‌باشد.[۵]
در جمله «لإیلاف قریش»، حرف «لام» در کلمه «لإیلاف»، برای تعلیل است، و فاعل در «ایلاف» خداى سبحان است و مفعول ایلاف (آن کسانى که خدا مردم را با ایشان مأنوس کرد) قریش هستند. پس کلمه «قریش»، مفعول اول «ایلاف» است،[۶] و مفعول دوم آن حذف شده است.[۷] جمله بعدى؛ یعنى «إِیلافِهِمْ رِحْلَهَ الشِّتاءِ وَ الصَّیْفِ‏» می‌فهماند که آن مفعول چیست، و جمله «ایلافهم …» بدل از جمله «ایلاف قریش» است. با توجه به این مطلب؛ وقتى ابرهه قصد حمله به مکّه را داشت، قریش ترسیده و از مکه فرار کردند؛ اما خداوند متعال براى الفت گرفتن قریش به سرزمین مقدس مکه، ابرهه و سپاه او را در هم‌ کوبید و هلاک کرد.[۸] لذا با این در هم ‌کوبیدن؛ قریش هم از جهت مسیر بازرگانی خود در طول سفر تابستانه و زمستانه دارای امنیت شدند،[۹] و هم دیگران با نگاه دیگری به آنان می‌نگریستند.[۱۰]
لذا ممکن است منظور الفت بخشیدن قریش به این سرزمین مقدس آن باشد که آنان در طول سفر تابستانه و زمستانه خود عشق و علاقه به این کانون مقدس را از دل نبرند، و به خاطر امنیتش به سوى آن بازگردند، نکند تحت تأثیر مزایاى زندگى سرزمین یمن و شام واقع شوند و «مکه» را خالى کنند. و یا این‌که منظور ایجاد الفت میان قریش و سایر مردم در مسیر این دو سفر بازرگانی طولانی است؛ چرا که بعد از داستان ابرهه مردم با نگاه دیگرى به آنها می‌نگریستند، و براى کاروان قریش احترام و اهمیت و امنیت قائل بودند. قریش هم نیاز به این امنیت در طول راه داشت، و هم نیاز به مرکز تجارتی در سرزمین مکه، و خداوند در سایه شکست لشکر ابرهه هر دو امنیت را به آنها بخشید.
نتیجه این سفرهای تجاری پیاپی نیز آن بود که آنان در سرزمینی بیابانی و کم‌حاصل، نگران گرسنگی خود نیز نباشند. موضوعی که در آخرین آیه بدان اشاره شده است.

[۱]. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، تحقیق: قصیر عاملی، احمد، ج ۱۰، ص ۴۱۲، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۸۲۷، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش؛ زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج ۴، ص ۸۰۰، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۷ق.
[۲]. کفعمى عاملی، ابراهیم بن على‏، المصباح(جنه الأمان الواقیه)، ص ۴۵۲، قم، دار الرضی‏، چاپ دوم‏، ۱۴۰۵ق؛مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج ‏۱۰، ص ۸۲۷؛ الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج ‏۴، ص ۸۰۳.
[۳]. صدوق، محمد بن على‏، ثواب الاعمال و عقاب الأعمال، ص ۱۲۶، قم، دار الشریف الرضی للنشر، چاپ دوم، ۱۴۰۶ق.
[۴]. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱۰، ص ۸۲۷؛ مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۲۷، ص ۳۴۹، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
[۵]. ر. ک: «تفسیر و ثواب سوره فیل»، ۴۷۷۱۲.
[۶]. چون بر اساس قواعد نحوی، مصادر متعدّی می‌توانند به مفعولشان اضافه شوند، در این آیه نیز «ایلاف» به «قریش» اضافه شده؛ از این‌رو مفعول آن مجرور شده است.
[۷]. طباطبائى، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏۲۰، ص ۳۶۶، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
[۸]. مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج ‏۱۰، ص ۸۲۹.
[۹]. التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۴۱۳؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۲۰، ص ۳۶۶.
[۱۰]. تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۳۵۲؛ همچنین ر. ک: التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۴۱۳؛ المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۲۰، ص ۳۶۶؛ مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج ‏۱۰، ص ۸۲۹.
منبع: با ما بخون ، اسلام کوئست