منظور روایات از ادرار کردن شیطان در گوش انسانی که برای نماز شب بیدار نمی‌ شود چیست؟

دسته بندی: مذهبی منظور روایات از ادرار کردن شیطان در گوش انسانی که برای نماز شب بیدار نمی‌ شود چیست؟

پرسش
آیا می‌توان هر زمانی که خواستیم نماز شب بخوانیم یا باید تداوم داشت؟ من در کتابی خواندم که اگر کسی چند بار از خواب بیدار شود ولی نماز شب بجا نیاورد، شیطان بر گوشش بول و ادرار می‌کند! آیا این مطلب صحت دارد؟ کسی که قصد می‌کند که نماز شب بخواند ولی خواب می‌ماند چطور؟
پاسخ اجمالی
در مورد آنچه در پرسش مطرح شد، روایتی از امام صادق(ع) وجود دارد:
«هر بنده‌ای در شب، یک، دو و یا چندبار بیدار می‌شود؛ اگر برخیزد [و نماز بگزارد چه بهتر]، وگرنه، شیطان دو پای خود را می‌گشاید و در گوش او ادرار کند. آیا نمی‌بینى که برخى از شما که این کار را کرده است از خواب خود سنگین و خسته برمی‌خیزد».[۱] این روایت از جهت سندی صحیح است.[۲]
مشابه همین روایت در منابع اهل‌سنت نیز به صورت متواتر از پیامبر خدا(ص) نقل شده است که حضرتشان در مورد شخصی که تمام شب را در خواب سپری کرده بود، فرمود: «شیطان در گوش آن مرد ادرار کرده است».[۳]
در ارتباط با این روایات باید گفت؛ مسلماَ ادرار شیطان مانند ادرار انسان و دیگر حیوانات مادی نیست و بر این اساس،‌با آن‌که ممکن است مراد از ادرار، ادراری حقیقی، اما از نوع مختص آن به شیطان باشد،[۴] اما شاید هم کنایه‌ای از بازی کردن شیطان با انسان باشد،[۵] و یا آن‌که چنین تعبیری بیانگر تسلط و چیره شدن شیطان بر انسان بوده و که او را به وسیله خواب از اطاعت خدا دور کرده است.[۶] و چون ادرار، مایعی آلوده و گوش حس بیداری است، به آن مثال زده شده است.
به هر حال،‌ این روایت شامل بنده مؤمنی است که تهجد را دوست می‌دارد، اما شیطان با وسوسه‌هایش او را از خدا کمی دور کرده است؛ اما فردی که اساساً خودش در پی تهجّد نیست، دلیلی ندارد که شیطان به دنبال وسوسه کردن او  برای بیدار نشدن باشد.

[۱]. برقی، احمد بن محمد، المحاسن، محقق، محدث، جلال الدین،‏ ج ۱، ص ۸۶، قم، دار الکتب الإسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۷۱ق؛ طوسی، محمد بن حسن‏، تهذیب الاحکام، محقق، موسوی خرسان، حسن، ج ۲، ص ۳۳۴، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
[۲]. مجلسى، محمد باقر‏، ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار، محقق، رجائى، مهدى‏، ج ۴، ص ۵۱۵، قم، کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی‏، چاپ اول، ۱۴۰۶ق.
[۳]. ابن کثیر دمشقی‏، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج ۱، ص ۶۳، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷ق.
[۴]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۶۰، ص ۲۶۳، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
[۵]. طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، تحقیق، حسینی‏، سید احمد، ج ۲، ص ۳۲۱، تهران، کتابفروشی مرتضوی، چاپ سوم، ۱۳۷۵ش.
[۶]. بحار الأنوار، ج ۶۰، ص ۲۶۳ و ج ‏۸۴، ص ۱۷۰.
منبع: با ما بخون ، اسلام کوئست