نقد و بررسی بازی بچه غول Ghoulboy

دسته بندی: بازی و سرگرمی

اگر اخیراً بازی هایی که مورد نقد قرار گرفته اند را از زیر نظر بگذرانید، متوجه خواهید شد که تعداد زیادی بازی دو بعدی در این میان بررسی شده اند. این به خاطر این است که به همان سرعت که بازی های سبک های دیگر در حال رشد هستند، بازی های دو بعدی نیز در سال های اخیر روندی رو به رشد داشته اند و مخصوصاً با رونق گرفتن کنسول نینتندو سوویچ، تعداد زیادی از شرکت ها هر روز بازی های جدیدی را به سمت بازار روانه می کنند. اگر دقت کرده باشید، اتفاقاً چند مورد از این بازی های دو بعدی هر سال در میان غول های صنعت مورد بحث و بررسی قرار می گیرند و همه از سادگی و سرگرم کننده بودن این عناوین می گویند. برای مثال سال گذشته ی میلادی ذر میان غول هایی مثل گاد آو وار، رد دد ریدمپشن ۲ و اساسینز کرید ادیسه که مبالغ هنگفتی برای تهیه ی آن ها خرج شده بود، صحبت درباره ی یک بازی کوچک و دوست داشتنی به نام Celeste هم به همان اندازه داغ بود. البته تقریباً مشخص بود که این بازی قرار نیست عنوان بهترین بازی سال را از آن خود کند، اما همین قرار گرفتن در بین ۵، ۶ نام بزرگ دیگر، آن هم از سوی تقریباً تمام سایت های بزرگ دنیا، نشان می دهد که به این بازی ها هم توجه می شود و این بازی ها هم می توانند مفاهیمی را انتقال دهند که بازی های چند هزار دلاری انتقال می دهند. برای مثال همین بازی Celeste در کنار گیم پلی جذاب و کوچک خود، به عمیق ترین مفاهیم انسانی پرداخته بود و از افسردگی و مشکلات روحی می گفت. ترکیب این موضوع با آهنگ های آرامش بخش و طراحی مرحله ی هوشمندانه اش، این بازی را سر زبان ها انداخت. حتی اگر بازی های دو بعدی موفق به انتقال این مفاهیم عمیق نشوند، به دلایل دیگر پتانسیل های بالایی دارند. یکی از این دلایل، المان سرگرمی است که در این بازی ها به اوج خود می رسد. معمولاً میان پرده ای وجود ندارد که داستان چند صد صفحه ای بازی را روایت کند، چون بازی اصلاً داستان چند صد صفحه ای ندارد! همین نبود داستان، یعنی اینکه سازندگان همه ی توجه خود را به طراحی مرحله و گیم پلی معطوف می کنند و مانند برخی از بازی های بزرگ، در باتلاق سینمایی بودنِ بیش از حد فرو نمی روند. البته معیار ارزش گذاری یا امتیازدهی به بازی های دو بعدی به نظر من کمی فرق می کند و بیش از هر چیز باید تجربه ی بازی مد نظر قرار گیرد. از این رو امتیازی که برای این بازی یا بازی های دو بعدی دیگر که نقد کرده ام در نظر گرفته ام، بیشتر بر پایه ی آن تجربه ی چند ساعته ام بوده است و شاید این بازی ها به خودی خود «بد» نباشند، اما مطمئناً برخی بسیار لذت بخش تر از دیگری اند و طراحی مرحله ی منطقی تر و جذابیت های بصری و صوتی بیشتری هم دارند. امروز هم با یک عنوان دو بعدی و کوچک دیگر در خدمت شما هستیم و مختصری از این بازی زیر ۱۰ دلاری که فقط دو ساعت به طول می انجامد با شما صحبت خواهیم کرد. پس لطفاً همراه گیمفا باشید!

بازی Ghoulboy در واپسین ماه های سال ۲۰۱۷ توسط شرکت Redro Games برای کنسول های PC و سیستم عامل های اندروید و iOS منتشر شد. سبک و سیاق بازی شبیه به بازی های دو بعدی کنسول میکرو است و حتی از جهت بصری نیز Ghoulboy به بازی هایی مثل متروید (Metroid) یا کسلوانیا (Castelvania) شباهت دارد. (اگر جایی شنیدید یک بازی مانند همین بازی retro-inspired است، باید بگویم این صفت به بازی هایی با همین حال و هوای نوستالژیک اطلاق می شود).

بازی داستان کوچکی هم دارد که آن را پیش می برد ولی در کل این داستان نیست که شما را سر بازی نگه می دارد. Ghoulboy چند میان پرده دارد که به شکل صفحه ثابت و عکس روایت می شود و داستان Thulgar، پسر یک غول کُش افسانه ای به نام Galdar را بازگو می کند که دنبال راه پدرش رفته و در غول کُشی مهارت ویژه ای دارد. در این میان یک فرد والامقام به Thulgar می گوید که اگر می خواهد پدرش آزاد شود، باید پادشاه غول ها را بکشد و قلمرو آن ها را نابود کند. در این راه Thulgar کلی سختی و دشمن سرسخت پیش رو دارد اما تصمیم می گیرد به هر طریقی که هست، صلح و آرامش را به سرزمین غول زده ی Gunzabar برگرداند و پدر خویش را نجات دهد. داستان بازی کوچک، جمع و جور و جذاب است، اما مشکلی که وجود دارد اشتباهات تایپی و املایی است که در روایت داستان یا در جریان بازی به چشم می خورند و به نحوی اعتماد را از آدم می گیرند. اولین سوالی که با غلط املایی به ذهن آدم می آید این است که آیا سازندگان بازی را تحت بازبینی مجدد قرار داده اند؟ چون اشتباهات نوشتاری راحت ترین چیزی است که تیم سازنده می تواند حل کند و بر لیست نکات منفی خود نیفزاید! به نظر می رسد که جواب سوال بالا منفی است و بازی چند جا از این اشتباهات دارد.

گیم پلی Ghoulboy مانند بقیه ی بازی های هم سبک خود به دو قسمت سکوبازی و مبارزه تقسیم می شود که در هر دو بخش اشکالات بزرگ و کوچک به چشم می خورند، اما اول از همه با رابط کاربری بازی شروع می کنم که واقعاً می توانست بهتر از این طراحی شود. بازی به چندین بخش یا Act مختلف تقسیم شده است و هر کدام از این بخش ها هم چند مرحله دارند، اما شما هیچ گاه نخواهید فهمید که در کدام مرحله هستید. بازی فقط درباره ی بخشی که آن را بازی می کنید به شما اطلاع می دهد، اما هیچ خبری از مرحله ای که در آن هستید نیست. حتی اگر بعد از چند روز به بازی برگردید، نخواهید فهمید از کجا باید ادامه دهید. همچنین، امکان انتخاب مراحلی را که تا آن لحظه تمام کرذه اید هم از منو وجود ندارد و بازی با این کار عمداً ارزش تکرار خود را پایین آورده است! برای ارتقای کاراکتر خود نیز باید به منوی اصلی بازی بروید و بخشی نیست که بتوانید از داخل بازی این کار را انجام دهید. این موضوعات واقعاً ضعف سازندگان در طراحی رابط کاربری را نشان می دهد که پایه ای ترین نکات را درباره ی آن رعایت نکرده اند. یک رابط کاربری خوب هیچ گاه به مخاطب حس بی نظمی در بازی را نمی دهد، چیزی که در Ghoulboy قطعاً حس خواهید کرد.

به گیم پلی هسته ای بازی ایراد خاصی نمی توان وارد کرد؛ Ghoulboy یک بازی جذاب است که در آن با مجموعه ای از اسلحه های سرد به سکوبازی و قلع و قمع کردن دشمنان می پردازید. اما به محض اینکه این گیم پلی خوب، با طراحی مرحله ی نه چندان مناسب ترکیب می شود، نمی گذارد لذت کافی را از آن ببرید. چیزی که خیلی باید حواستان به آن باشد، مدیریت درست پرش هاست. قابلیت دابل جامپ برای کاراکتر شما وجود دارد که به دلیل رخ دادن بازی در فضاهای بسته و وجود کلی تله، باید دقت کنید که در کجا باید بپرید و کجا صبر کردن بیشتر به صلاحتان است. از نوآوری های جالب در بخش سکوبازی می توان به نیزه ی Thulgar اشاره کرد. این نیزه هم برای حمله به دشمنان به کار گرفته می شود و هم برای سکوبازی پرسرعت تر و بهتر. به این شکل که اگر نیزه را به سمت جسمی سخت پرتاب کنید، مانند پله می شود و می توانید از آن بالا بروید. البته تعداد نیزه های شما محدود است و یا برای به دست آوردن نیزه های بیشتر، یا باید آیتم هایی که پس از کشتن هر دشمن از بدن آنها می افتد را بردارید، یا آن را از تاجران داخل بازی با پول رایج آن خریداری کنید. برخی مراحل را به طور کلی می توان با نیزه طی کرد، بدون اینکه مهارت سکوبازی خاصی داشته باشید. این موضوع از نظر آزادی عملی که به شما می دهد جالب است، اما در کل وقتی تعداد آن زیاد می شود، این احساس به شما دست می دهد که پس این همه تله ی جذاب برای چه گذاشته شده اند اگر قرار است همه چیز با چند تا نیزه حل شود؟

بخش مبارزات بازی بد نیست ولی باز هم نمی شود از آن تعریف کرد و آن را به عنوان یک نکته ی مثبت در نظر گرفت. هوش مصنوعی دشمنان ضعیف است و درست است که از جهت  طراحی، موفق شده اند حس نوستالژی مورد نظر را به مخاطب انتقال دهند، اما سازندگان گویا فراموش کرده اند زنده کردن حس نوستالژی در بازی، به معنای انتقال ضعف های بازی های گذشته به زمان کنونی نیست! به جز دشمنان اصلی، بازی چند تا باس فایت کوچک هم دارد که برای کشتن آن ها به جز ضربه زدن های متعدد به چیز دیگری احتیاج نخواهید داشت و کافی است که به وقت مناسب جاخالی داده سپس چند تا ضربه بزنید تا هر دشمنی از پای درآید.

بخش بصری بازی دیگر نیازی به توصیف ندارد. بازی های مشابه Ghoulboy در گذشته بسیار زیاد ساخته می شدند و چشمان همه ی ما با این سبک گرافیکی اخت گرفته است. این بازی هم چیز زیادی به آن اضافه یا از آن کم نکرده است و فقط آن را به سرزمین غول ها و جهان ماورایی برده است. در کل این سبک بصری برای برخی جذاب و برای عده ای دیگر حوصله سربر است، اما از جهت فنی Ghoulboy مشکل خاصی در این زمینه ندارد. صدا و موسیقی این بازی در کل از عوامل تشویق کننده برای ادامه ی این بازی هستند و نه از عوامل بازدارنده. طی مراحل قطعه های ۸ بیتی جالبی می شنوید که با روح بازی کاملاً سازگارند.

روی هم رفته Ghoulboy بازی نوآورانه و خاصی نیست و مشکلاتی دارد که نمی گذارد یک بازی کوچک و دوست داشتنی و جذاب باشد، اما این به این معنی نیست که باید از آن فرار کرد. پیشنهاد من این است که اگر به دنبال جرقه زدن حس نوستالژی خود هستید و یک بازی جمع و جور برای گوشی می خواهید، Ghoulboy را نصب کنید. در غیر این صورت آن را به شما پیشنهاد نمی کنم.

منبع: با ما بخون ، گیمفا