پرداخت زکات اعراب بادیه‌نشین چگونه بود؟

دسته بندی: مذهبی پرداخت زکات اعراب بادیه‌نشین چگونه بود؟

خلاصه پرسش در مورد پرداخت زکات
اعراب بادیه‌نشین که اعتقاد چندانی به خدا و پیامبر(ص) نداشتند، با چه انگیزه‌ای زکات پرداخت کرده و مال‌هایشان را انفاق می‌کردند؟!
پرسش
آیه ۹۸ سوره توبه می‌فرماید: گروهی از بادیه‌نشینان آنچه را انفاق می‌کنند خسارت مالی و باج‌دهی به حساب می‌آورند، و در دل آلوده خود پیشامدهای بدی را برای شما انتظار دارند. سؤال این است که پس این گروه از بادیه‌نشینان با این طرز فکرشان، که انفاق خسارت و باج‌دهی است؛ چرا اقدام به انفاق می‌کردند، در صورتی‌که حتی خیرخواه رسول الله(ص) و یارانش نبودند؟!
پاسخ اجمالی
«وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ یَتَّخِذُ ما یُنْفِقُ مَغْرَماً وَ یَتَرَبَّصُ بِکُمُ الدَّوائِرَ عَلَیْهِمْ دائِرَهُ السَّوْءِ وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ»؛[۱]
گروهى از اعراب بادیه‌‏نشین، چیزى را که انفاق می‌‏کنند، خسارت به حساب می‌آورند، و انتظار حوادث دردناکى براى شما می‌کشند! حوادث دردناک براى خود آنها است و خداوند شنوا و دانا است.
«مِن» در ابتدای آیه تبعیضیه است؛ یعنی بعضى از اعراب بادیه‌نشین – و نه تمام آنها – آنچه را که انفاق می‌کنند نوعى خسارت و زیان می‌‏دانند. این هم یا به دلیل ضعف ایمان و یا در اثر نفاقشان بوده است. اگر ضعف ایمان سبب این تصور باشد که این بخشش‌ها باعث کم شدن اموالشان می‌شود؛ این نیز به جهت دوربودن آنان از مرکزیت اسلامی و از تعالیم دینی و حجت‌هاى الهى و مشاهده معجزات و برکات وحى بوده؛[۲]  لذا این انفاق را تجارت پر سودی تلقی نمی‌کردند.
اما اگر این افراد را از منافقان بدانیم، قطعاً بخشش آنها براى حفظ ظاهر و به صورت ریا بوده، و در باطن آن‌را ضررى براى خود می‌پنداشتند؛ چرا که آنها معتقد به اسلام نبوده و عقیده‌‏اى به پاداش اخروى نداشتند؛ لذا از ترس جان و مال خود اظهار ایمان می‌کردند و ناچار بودند با مسلمانان معاشرت داشته باشند و باید با دادن زکات و خمس و پرداخت مقداری از هزینه جهاد و… به ظواهر اسلام عمل می‌کردند.
این آیه در واقع بیان‌گر اعتقاد چنین افرادی است. در واقع آنها افرادى تنگ‌نظر لجوج و بخیل بودند که بخل آنها سبب می‌‏شد که هر گونه پرداخت مالى را ضرر و زیان تلقی کنند؛ از این‌رو حسادتشان موجب این می‌‏شد که همیشه در انتظار بروز مشکلات و گرفتاری‌ها براى مسلمانان باشند که به نابودی آنان انجامیده و در نتیجه خود را رها از قید و بندهای مالی ببینند!
کلمه «دائره» به معناى پیش آمد است، و بیشتر در حوادث ناگوار به کار می‌‏رود، و از این جهت آن‌را «دائره» خوانده‌‏اند که حوادث در میان مردم دور می‌‏زند، و هر روز یکى را گرفتار می‌‏سازد. پس، این‌که فرمود: «یَتَرَبَّصُ بِکُمُ الدَّوائِرَ»، معنایش این است که در انتظار حوادث ناگوار براى مسلمانان بودند تا از سلطه آنان خلاصى یافته، و بتوانند دوباره به رسوم شرک و گمراهی برگردند؛[۳] در جهاد و مبارزه با کفار و مشرکان شکستى به مسلمانان وارد شود که دیگر آنها سلطه و قدرتى نداشته باشند. غافل از این‌که خداوند روزبروز پرچم اسلام را بلندتر و عظمت و قدرت و شوکت مسلمانان را زیادتر می‌کند و فتوحات اسلامى و غلبه بر کفار شدیدتر می‌گردد.
سپس اضافه می‌‏کند آنها نباید در انتظار بروز مشکلات و نزول بلاها بر شما باشند؛ چرا که با نگاهی بصیرانه می‌توان دریافت که این مشکلات و ناکامی‌ها و بدبختی‌ها تنها به سراغ این گروه منافق و جاهل می‌‏رود: «عَلَیْهِمْ دائِرَهُ السَّوْءِ».
البته در میان همین بادیه‌نشینان کسانی بودند که از روى حقیقت و واقعیت به خدا و روز قیامت ایمان آورده‌‏اند و آنچه را انفاق می‌کردند با قصد قربت بود و مشمول دعاهاى پیامبر(ص) می‌شدند: «وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ یَتَّخِذُ ما یُنْفِقُ قُرُباتٍ عِنْدَ اللَّهِ وَ صَلَواتِ الرَّسُولِ …».[۴]
این آیه شریفه اتمام حجت براى اعراب و منافقان است تا نتوانند فرداى قیامت عذرى در پیشگاه پروردگار بیاورند و بگویند ما دور از علم و معرفت و معجزات و احکام بودیم؛ لذا ایمان نیاوردیم. خداوند این گروه را حجت بر آنها قرار داده که اینها هم مثل شما بودند، اما ایمان آوردند.[۵]
در نهایت باید گفت آنچه بادیه‌نشینان می‌پرداختند، نوعی مالیات بود که تمام شهروندان حکومت اسلامی موظف به پرداخت آن بودند. تفاوت تنها در این بود که برخی آن‌را با جان و دل پرداخت کرده و به عنوان ذخیره‌ای الهی برای خود در نظر می‌گرفتند، اما گروهی از جمله منافقان آن‌را تنها به عنوان خسارتی مالی می‌پنداشتند.

[۱]. توبه، ۹۸.
[۲]. ر. ک: ۲۲۶۳۵ (تحقیق و آموختن احکام دین).
[۳]. سید محمد حسین‏، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏۹، ص ۳۷۱، قم، دفتر انتشارات اسلامی‏، چاپ پنجم‏، ۱۴۱۷ق.
[۴]. توبه، ۹۹.
[۵]. طیب، سید عبد الحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏۶، ص ۲۹۹- ۳۰۱، تهران، اسلام، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.
منبع: با ما بخون ، اسلام کوئست