چه افرادی نامه‌ های مهم پیامبر اسلام (ص) را به پادشاهان آن زمان می‌ رساندند؟

دسته بندی: مذهبی چه افرادی نامه‌ های مهم پیامبر اسلام (ص) را به پادشاهان آن زمان می‌ رساندند؟

پرسش در مورد نامه‌ های مهم پیامبر اسلام
نامه‌های پیامبر اسلام (ص) به پادشاهان را چه کسانی می‌بردند؟
پاسخ اجمالی
پیامبر گرامی اسلام(ص) پس از صلح حدیبیه، نامه‌هایی را برای پادشاهان و سران سرزمین‌های همجوار، ارسال کردند. که در این‌جا به نام و زندگی‌نامه مختصر برخی از ابلاغ‌کنندگان این نامه‌ها اشاره می‌شود:
۱. نامه پیامبر(ص) به هرقل پادشاه روم
دحیه بن خلیفه کلبی، معروف به دحیه کلبی، صحابی پیامبر اکرم(ص). وی پیش از جنگ بدر اسلام آورد[۱] و در جنگ احد و نبردهای پس از آن حضور داشت.[۲] دحیه در سال ششم هجری، مأمور رساندن نامه پیامبر(ص) و ابلاغ رسالت ایشان به فرمانروای روم شرقی (ترکیه کنونی) شد.[۳]
۲. نامه پیامبر(ص) به خسروپرویز
رساننده نامه رسول خدا(ص) به خسرو پرویز، شخصی به نام عبدالله بن حذافه سهمی بود. عبدالله بن حذافه در ابتدای ظهور اسلام، مسلمان شد و از مهاجران پیش‌قدم بود که به همراه برادرش قیس هجرت نمود. وی مورد اعتماد پیامبر خدا(ص) بود؛ از این‌رو او را به عنوان سفیر به سوی کسری(خسروپرویز) پادشاه سرزمین فارس برگزید و نامه‌ای را به دست او داد که به پادشاه برساند.[۴] عبدالله بن حذافه بعدها در زمان خلیفه دوم به اسارت رومیان درآمد و در زمان خلافت عثمان در مصر درگذشت.[۵]
۳. نامه پیامبر(ص) به مقوقس بزرگ مصر
حاطب بن أبی بلتعه لخمی از صحابه رسول خدا(ص) که مسلمان شد و به مدینه مهاجرت کرد. حاطب، سفیر پیامبر به سوی مقوقس پادشاه مصر بوده است.[۶] او در خلافت عثمان، در سال ۳۰ هجری در سن ۶۵ سالگی از دنیا رفت.[۷]
۴. نامه پیامبر(ص) به نجاشی حاکم حبشه
رسول خدا(ص)، عمرو بن أمیه بن خویلد ضمری را با پیامی به سوى نجاشى‏ حاکم حبشه فرستاد.[۸] عمرو بن أمیه ضمری از مسلمانان اولیه و از جمله مهاجران پیش‌قدم بود. وی در اواخر ایام حکومت معاویه درگذشت.[۹]
۵. نامه پیامبر(ص) به منذر بن ساوی تمیمی حاکم بحرین
علاء بن حضرمی، صحابی پیامبر خدا(ص)، و از نگارندگان قرآن بود. پیامبر(ص) برای دعوت به اسلام، وی را به سوی بحرین فرستاد.[۱۰] پس از این‌که اهالی بحرین مسلمان شدند، پیامبر(ص) وی را به عنوان امیر بحرین گماشت. ابوبکر نیز در زمان خلافتش وی را ابقا کرد.[۱۱] حضرمی، در ۱۴ ق درگذشت.[۱۲]

[۱]. ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، ج ‏۴، ص ۱۸۸، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ دوم، ۱۴۱۸ق.
[۲]. ابن عبدالبر، یوسف بن عبد الله‏، الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، تحقیق، بجاوی، علی محمد، ج ‏۲، ص ۴۶۱، بیروت، دار الجیل، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
[۳]. همان؛ ابن اثیر جزری، علی بن محمد، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج ‏۲، ص ۶، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
[۴]. الاستیعاب، ج ‏۳، ص ۸۸۸ – ۸۸۹؛ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق، زکار، سهیل، زرکلی، ریاض، ج ‏۱، ص ۲۱۵، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
[۵]. الاستیعاب، ج ‏۳، ص ۸۹۰؛ أنساب ‏الأشراف، ج ‏۱، ص ۲۱۵.
[۶]. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، تحقیق، عبد الموجود، عادل احمد، معوض، علی محمد، ج ‏۶، ص ۲۹۶، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵ق؛ ابن کثیر دمشقی‏، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج ‏۷، ص ۱۵۶، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷ق؛ ابن سید الناس‏، عیون الاثر، ج ‏۲، ص ۳۳۲، بیروت، دار القلم‏، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
[۷]. الاستیعاب، ج ‏۱، ص ۳۱۲.
[۸]. أسد الغابه، ج ‏۳، ص ۶۹۱؛ ابن جوزی، عبد الرحمن بن علی‏، المنتظم،‏ محقق، عطا، محمد عبد القادر، عطا، مصطفی عبد القادر، ج ‏۵، ص ۲۳۵، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
[۹]. أسد الغابه،ج ‏۳، ص ۶۹۰ – ۶۹۱.
[۱۰]. طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق، ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج ‏۳، ص ۲۹، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق؛ عیون ‏الأثر، ج ‏۲، ص ۳۳۴.
[۱۱]. الاستیعاب، ج ‏۳، ص ۱۰۸۶؛ الإصابه، ج ‏۴، ص ۴۴۵.
[۱۲]. الاستیعاب، ج ‏۳، ص ۱۰۸۶.
منبع: با ما بخون ، اسلام کوئست