چیزی را به زور از خدا نخواهید!

دسته بندی: مذهبی چیزی را به زور از خدا نخواهید!

آیا نباید اصرار بر یک دعا کرده و یا به عبارت دیگر، نباید چیزی را به زور از خدا خواست؟
پرسش
آیا این متن در قرآن و احادیث آمده است: «چیزی را به زور از خدا نخواهید».
پاسخ اجمالی
برای استجابت دعا شرائطی وجود دارد.[۱] یکی از شرائط آن، اصرار بر دعا از سوی بنده است. امام صادق(ع) فرمودند:«در دعا و خواست خود اصرار داشته باش، چرا که خداوند اصرار مؤمنانی که بر دعای خود اصرار می‌کنند را دوست دارد».[۲] همچنین امام باقر(ع) فرمود: «به خدا سوگند! هیچ بنده‏اى به درگاه خدا اصرار نورزد، جز اینکه خداوند دعای او را مستجاب کند».[۳]
در گزارشی نیز می‌خوانیم که مرد نابینایى خدمت پیامبر اکرم(ص) آمد و گفت: اى رسول خدا! از خدایت بخواه که مرا شفا داده و چشمانم را به من بازگرداند. پیامبر فرمود: «اگر خواستی دعا می‌کنم و اگر خواستی صبر کن. این صبر برایت بهتر است! [و شاید مصلحت تو در همین حالت باشد]». ولى پیرمرد بر خواسته‌اش اصرار کرد. پیامبر(ص) به او دستور داد تا وضوی کاملی گرفته و بعد از خواندن دو رکعت نماز، این دعا را بخواند: «اللّهم إنّى اسأَلُکَ و أتوجّه إلیک بنبیک محمّد نبى الرحمه یا محمّد إنّى أتوجّه بک إلى ربّى فى حاجتى لتُقضى، اللهم شَفِّعه فىَّ؛ خدایا! من تو را می‌خوانم و به وسیله پیامبرت محمّد نبىّ رحمت به سوى تو رو می‌کنم، اى محمّد! من به وسیله تو رو به پروردگارم می‌کنم که حاجتم برآورده شود، خدایا! او را شفیع من قرار بده». مرد نابینا این دستور العمل را انجام داد. عثمان بن عمیر راوى این حدیث می‌گوید: ما در همان مجلس نشسته بودیم و سخن می‌گفتیم، مدّتى گذشت، دیدیم مرد نابینا وارد مجلس شد در حالى که هیچ آثارى از نابینایى در او نبود و چشمش روشن بود.[۴]
روایات بالا و برخی از دیگر روایات نشانگر مجاز بودن – و در برخی موارد، مطلوب بودن – اصرار بر دعاست.
اما اینکه با وجود چنین روایاتی، توصیه برخی از بزرگان چه معنایی دارد که می‌گویند چیزی را به زور از خدا نخواهیم؟!
در پاسخ به این سؤال چند مطلب بیان می‌شود:
۱. هنگام دعا، نباید برای خدا تعیین تکلیف کرد، بلکه با دل و جان مصلحت او را پذیرا باشیم؛ زیرا به مقتضاى «وَ اللهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»[۵] خداوند آگاه از همه چیز و رحمان و رحیم نسبت به بندگانش در هر یک از دستوراتش، مصالحى دیده است که مایه نجات و سعادت بندگان است،[۶] و به او عطا خواهد کرد.
۲. عاقلانه دعا کنیم و به دنبال چیزهایی نباشیم که شاید به نفع ما نباشد. خداوند در این زمینه می‌فرماید: «چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن‌که خیر شما در آن است. و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آن‌که شر شما در آن است. و خدا می‌داند، و شما نمی‌دانید».[۷]
مانند بنی اسرائیل نباشیم که بر اساس آنچه در آیات ۶۸ تا ۷۰ سوره بقره گزارش شده، به حضرت موسی(ع) فشار می‌آوردند تا از خدا چیزهایی را درخواست کند که مصلحتشان در آن نبود.
بنابر این، انسان اگر تردید دارد که مصلحت او در استجابت دعایش هست یا خیر، نباید آن را به زور از خدا بخواهد؛ اما این بدان معنا نیست که در دعا کردن اصلاً نباید اصرار کرد، زیرا این امر مخالف روایات فراوانی است که اصرار به دعا را توصیه می‌کنند.[۸]
۳. باید حتی در صورت برآورده نشدن دعا از خدا رو برنگردانیم؛ یعنی همواره به یاد داشته باشیم که کسب رضایت خداوند، مهم‌تر از پذیرفته‌شدن دعا و خواسته ما است.
۴. از غیر خدا چیزی طلب نکنیم. اگر انسان در راه رسیدن به خواسته خود دست به دامن مردم شده و به آنان اصرار ورزد، مورد سرزنش خدا قرار می‌گیرد؛ اما اگر این درخواست تنها از خداوند متعال باشد مورد رضایت او خواهد بود. امام صادق(ع) می‌فرماید: «همانا خدا اکراه دارد که انسان برای برآورده شدن حاجت خود به دیگران اصرار کند؛ اما اگر برای برآورده شدن آن از سوی خدا اصرار بورزد، را دوست دارد».[۹]
۵. عجله در استجابت دعای خود نداشته باشیم. امام صادق(ع) فرمودند: «همانا چون بنده دعا کند، خداى تبارک و تعالى به دنبال برآورده کردن حاجت او است مادامى که آن بنده عجله نکند».[۱۰]

[۱]. ر.ک: «شرایط و راه‌های استجابت دعا»، سؤال ۲۱۴۵؛ «شرائط استجابت حتمی دعا»، سؤال ۱۹۷؛ «نحوه و چگونگی تشخیص مصلحت در دعا» سؤال ۷۲۱.
[۲]. حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الإسناد، ص ۶، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
[۳]. کلینى، محمد بن یعقوب‏، کافی، ج ‏۲، ص ۴۷۵، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق‏.
[۴]. بسوى، أبویوسف یعقوب بن سفیان، کتاب المعرفه و التاریخ، ج‏ ۳، ص ۲۷۲، بیروت، مؤسسه الرساله، چاپ دوم، ۱۴۰۱ق؛ ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، ج ‏۱، ص ۳۶۵، بیروت، دار الکتاب العربى، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
[۵]. بقره، ۲۱۶.
[۶]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه‏، ج ‏۲، ص ۱۰۸، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۴ش‏.
[۷]. بقره، ۲۱۶.
[۸]. ر.ک: کافی، ج‏ ۲، ص ۴۷۴.
[۹]. همان، ص ۴۷۵.
[۱۰]. همان، ص ۴۷۴.
منبع: با ما بخون ، اسلام کوئست